تبليغاتX
شوق رهایی

شوق رهایی

اندیشه ، آزادی ، دمکراسی ، حقوق بشر ، انقلاب مخملی

                                                                       

تو باید چراغ دل خود را روشن کنی

مثل

بهار

که از دل زمستان می آید.

 

بهار ۱۳۸۶

 

 

 

پيشاپيش فرارسيدن سال نو و بهار طبيعت را به تمامی دوستان عزیز و گرامی تبریک عرض می کنم.

بر‌اساس استخراج  شوراي مركز تقويم موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران لحظه تحويل سال ساعت ۳ و ۳۷دقيقه و ۲۶ثانيه روز چهارشنبه اول فروردين ۱۳۸۶خورشیدی مطابق ۲۱مارس ۲۰۰۷ميلادي می باشد.

               salenomobbarak.jpg

   

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

داوطلبان شهادت طلب ، توجه کنید : برگه خود را مفقود نکنید ، چرا که در صورت مفقود شدن برگه تان از شرکت در مراحل بعدی ثبت نام محروم خواهید شد.

           Image hosting by TinyPic

                                            ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام

                              فرم ثبت نام اولیه داوطلبان عضویت در یگان های شهادت طلب

 


 

 

بـــر  ســر  در  کــاروانـســـرايــي              تـصـويــر زنـي بـه  گـچ  کـشـيـدنـد

اربــــاب  عَــمــايــم ايــن خـبــر را              از  مـخـبـــر  صـــادقـي  شـنـيــدنـد

گـفـتـنـد  کـه  واشـريـعـتـا ، خـلــق               روي   زن   بـــي  نــقــاب  ديــدنـد

آسـيـمـه سـر  از  درون  مـسـجــد               تــــا  ســـردر  آن  ســـرا دويــدنـد

ايـمـان و امـان بـه سـرعـت  بـرق               مي رفت، کـه مـومـنـيـن رسـيـدنـد

ايـن آب  آورد ، آن يــکــي  خـــاک             يک پـيـچـه  ز گِـل  بــر او بـريـدنـد

نــامـوس  بــه بــاد رفــتــه يــي رابا            يک دو سـه مـشـت گِـل خـريـدنـد

چون شـرع نبي از اين خطر جَست             رفـتـنـد  و  بــه  خــانــه  آرمـيــدنـد

...

بـا  ايـن  عـلـمـا ، هــنــوز  مــردم               از  رونــق  مــلــک  نــا امــيـــدنـد

 

                                                                                                  (ایرج میرزا)

 


 

چهاشنبه سوری (چارشنبه سوری) ‌, آیین کهن ایرانیان  :

سور در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای جشن ,مهمانی و سرخ آمده است و واژه سوری به معنی سرخ است و چنان که پیداست‌, به آتش اشاره دارد.
چهارشنبه سوری از آئین های کهن ایرانیان و یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز مردم مراسمی را در این روز برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد و ریشه در اساطیر, فرهنگ واعتقادات مردم این سرزمین دارد 
ایرانیان آخرین سه شنبه شب سال خورشیدی را با افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آیین های کهن ایرانیان است که با اشکال دیگردر میان باقی بازماندگان رواج پیدا کرده است.
درباره مبنای تاریخی و دلیل برگزاری جشن چهارشنبه آخر سال , هرکس سخنی می گوید.
برخی از آن به عنوان جشن اتحاد" یاد می کنند, زیرا ابعاد متعدد انسانی این جشن که جامعه آن روزگار را به سوی نیکبختی رهنمون می شده‌, جملگی به یک پیام مشترک منجرشده که همان ارتقای روحیه اتحاد و نوع دوستی بوده است.


رسم های چهارشنبه سوری (چارشنبه سوری) :
بوته افروزی

مراسم کوزه شکنی

فالگوش نشینی غروب

آجیل مشکل گشا  
آش چهارشنبه سوری (چهارشنبه سوری)


 

به طور کلی چارشنبه سوری بهانه ایی برای جشن ، شادی و شادمانی بوده است.

 

جدا از مطالب عنوان شده سعید نفیسی استاد دانشگاه تهران در شماره ۱۱ سال اول و شماره ۱ سال دوم در مجله مهر مقاله مفصلی در باره چارشنبه سوری نگاشته اند که پیشنهاد مطالعه آن را دارم.

 

 


 

بشد چارشنبه هم از بامداد

بدین باغ کامروز باشیم شاد

                                            (فردوسی)

 

 


 

 

كلاغان سيه
اين فوج پيش آهنگ شام تار
فراز شهر با آواز ناهنجار
رسيدند آن زمان چون ابر ظلمت بار
زمين رخت عزاي خويش مي پوشيد
زمان ته مانده هاي نور را در جام خاك خسته مي نوشيد
فرو افتاده در طشت افق خورشيد
ميان طشت خون خورشيد مي جوشيد
سياهي برگ و پر بگشوده پيچك وار بر ديوار مي پيچيد
شبانگاهان به گلميخ زمان
شولاي شوم خويش مي آويخت
و بر رخسار گيتي رنگهاي قيرگون مي ريخت
در اين تاريكي مرموز شهر بي تپش مدهوش
چراغ كلبه ها خاموش


در اين خاموش شب اما
درون كوره آهنگري يك شعله سوزان بود
لب هر در
به روي كوچه ها آهسته وا مي شد
و از دهليز قلب خانه ها با خوف
سراپا واژه انسان رها مي شد

هزاران سايه كمرنگ
در
يك كوچه با هم آشنا مي شد
طنين مي شد صدا مي شد
صداي بي صدايي بود و فرمان اهورايي
درون كوره آهنگري آتش فروزان بود
و بررخسار كاوه سايه هاي شعله مي رقصيد
غبار راه سال و ماه
نشسته در ميان جنگل گيسوي مشگين فام
خطوط چين پيشانيش
نشان از كاروان رفته
ايام
نهاده پاي بر سندان
دژم پژمان
پريشان بود
ستمها بر تن و بر جان او رفته
دلش چون آهني در كوره بيداد ها تفته
از آن رو كان سيه كردار
گجسته اژدهاك پير دژ رفتار
آن خونخوار
هماره خون گلگون جوانان وطن مي خورد
روان كاوه زاين
اندوه مي آزرد
اگرچه پيكرش را حسرتي جانكاه مي كاهيد
درون سينه اش دل ؟
نه
كه خورشيد محبت گرم مي تابيد
به قلبش گرچه اندوه فراوان بود
هنوزش با شكست از گشت سال و ماه
فروغ روشني بخش اميد و شوق
در چشمش نمايان بود


در آن ميدان
كنار
كارگاه كاوه جنگجو جانباز
فزوني مي گرفت آن جمع را هر چند
در آنجا كاوه بر آن جمع جانبازان جنگاور
نگاهي مهربان افكند
اگر چه بيمناك افكند
اگر چه بيمناك از جان ياران بود
همه ياران او بودند
همه ياران با ايمان او بودند
همه در انتظار لحظه فرمان اوبودند
و كاوه
مرد آزاده
سكوت خويش را بشكست و اينسان گفت :

گذشته سالهاي سال
كه دلهامان تهي گشته است از آمال
اجاق آرزو ها كور
چراغ عمرمان بي نور
تن و جانمان اسير بند
به رغم خويشتن تا چند
دهيم از بهر ماران دو كتف اژدهاك
پير
سر فرزند
مرا جز قارن اين دلبند
نمانده ديگرم فرزند
اگر در جنگ با دشمن
روان او رود از تن
از آن به تا سر او طعمه ماران دوش
اژدهاك ديوخو گردد
شما را تا به چند آخر
نشستن روز و شب اندوه و غم خوردن
شما را تا به كي بايد
در اين
ظلمت سرا عمري به سربردن
بپا خيزيد
كف دستانتان را قبضه شمشير مي بايد
كماندارانتان را در كمانها تير مي بايد
شما را عزمي اكنون راسخ و پيگير مي بايد
شما را اين زمان بايد
دلي آگاه
همه با همدگر همراه
نترسيدن ز جان خويش
روان گشتن به سوي
دشمن بد كيش
نهادن رو به سوي اين دژ ديوان جان آزار
شكستن شيشه نيرنگ
بريدن رشته تزوير
دريدن پرده پندار
اگر مردانه روي آريد و برداريد
از روي زمين از دمشنان آثار
شود بي شك
تن و جانتان ز بند بندگي آزاد دلها شاد
تن از سستي رها سازيد
روانها را به مهر اورمزدا آشنا سايزد
از آن ماست پيروزي
درنگي كاوه كرد
آنگاه با لبخند
نگاهي گرم وگيرا بر گروه مردمان افكند

لبش را پرسشي بشكفت
به گرمي گفت با ياران
دراينجا هست آيا كس
كه با ما نيست هم پيمان ؟
گروهي
عزمشان راسخ
كه اكنون جنگ بايد كرد
به خون اهرمن شمشير را گلرنگ بايد كرد
و دامان شرف را پاك از هر ننگ بايد كرد
گروهي گرچه اندك
در نگهشان ترس و نوميدي هويدا بود
و در رخسارشان انديشه ترديد پيدا بود
زبانشان زهر مي پاشيد
زهر ياس و بدبيني
بد انديشي تهي از مهر ميهن قلب ناپاكش
صدا سر داد
اي ياران قضاي آسما ست اين
همانا نيست جز اين سرنوشت ما در اين كشور
چه خواهد كرد با گفتار خود كاوه
گروهي را به كشتن مي دهد اين مرد آهنگر
و تو اي كاوه اي بي دانش و تدبير
نمي داني مگر كادين اژدهاك
پير
به جان پيمان ياري تا ابد با اهرمن دارد
نگيرد حلقه اين بندگي از گوش
تا جان در بدن دارد
نمي داني مگر كاو آرزومند است
زمين هفت كشور را
ز خون مردمان هفت كشور لعلگون سازد
روان در هفت كشور رود خون سازد
تو را كه نيست غير از انتقام خون
فرزندان
نه دردل آرزويي
ني هواي ديگري درسر
چه مي گويي دگر انديشه ات خام است
تو رااينك سزا لعن است و دشنام است
من اينجا درميان زيج غمها مي نشينم در شبان تار
كه آخر دير پاشام سيه را هم سرانجام است
در اين ماندن
اگر ننگ است اگر نام است
نمي پويم من
اين ره را
كه آرامش
نه در رزم است
در بزم است و با جام است
سخنها كار خود مي كرد
ميان جمع موج افتاد
شدند انديشه ها سرگشته در گردابي از ترديد
سپاه ياس در كار تسلط بود
بر اميد
چه بايد كرد ؟
گروهي گرم اين نجوا
كه اكنون نيكتر
مردن
از اينسان زندگي با ننگ و بدنامي به سربردن
گروهي بر سر ايمان خود لرزان
كه آري نيك مي گويد
كنون اين اژدها ي فتنه در خواب است
نشايد خوابش آشفتن
گروهي كه به كيش آيند و با فيشي روند
آماده رفتن
كه ناگه بانگ گردي از ميان انجمن برخاست
جبان
خاموش شرمت باد
صداي گرم و گيرايش
شكست انديشه ترديد
كلامش دلپذير افتاد
سكوني و سكوتي جمع را بگرفت
نفس در تنگناي سينه ها واماند
كه اين آواي مردانه
ز نو بر آسمان برخاست
جبان خاموش شرمت باد
تو اي خو كرده با بيداد
سحر با خود پيام
صبح مي آرد
لبان ياوه گو بر بند
كه پيكان نفاق از چاه لبهات مي بارد
اگر صد لشكر از ديو و ددان اژدهاك بد كنش با حيله و ترفند
به قصد ما كمين سازند
من و تو ما اگر گردند
بنيادش براندازند
هراسي در دل ما نيست
ستمهايي كه بر ما رفت
از اين
افزون نخواهد شد
دگر كي به شود كشور
اگر اكنون نخواهد شد
اگر مي ترسي از پيكار
اگر مي ترسي از ديوان جان آزار
را بر جنگ دشمن نيست گر آهنگ
تو واين راه تنهايي
كه آلوده ست با هر ننگ
نويد ما
اميد ماست
اميد ماست
كه چون صبح
بهاري دلكش و زيباست
اگر پيمان
گجسته اژدهاك ديوخو با اهرمن دارد
براي مردم آزاده گر بند و رسن دارد
دليران را از اين ديوان كجا پرواست
نگهدار دليران وطن مزداست
ميان آن گروه خشمگين اين گفتگو افتاد
بلي مزداست
نگهدار دليران وطن مزداي بي
همتاست
نفاق افكن
ز شرم و بيم رسوايي گريزان شد
و در خيل سياهيهاي شب
از پيش چشم خشمگين خلق پنهان شد
و مردم باز با ايمان راسختر
ز جان و دل به هم پيوسته
با هم يار مي گشتند
به جان آماده پيكار مي گشتند
كنار كوره آهنگري كاوه
به سرانگشت خود
بستر اشك شوق
آنگه گفت
فري باد و همايون باد
شما را عزم جزم
اي مردم آزاد
به سوي مهر بازآييد
و از آيينه دلها
غبار تيره ترديد بزداييد
روانها پاك گردانيد
و از جانها نفوذ اهرمن رانيد
كه مي گويد
قضاي آسمان است اين و ديگرگون
نخواهد شد ؟
قضاي آسماني نيست
اگر مردانه برخيزيد
و با ديو ستم جانانه بستيزيد
ستمگر خوار و بي مقدار
به پيش عزم مردان و دليران چون نخواهد شد ؟
نگاه كاوه آنگه چون عقابي بيكران دور را پيمود
دل و جانش در آن دم با اهورا بود
به سوي ‌آسمان دستان
فرا آورد
ياران هم چنين كردند
نيايش با خداي عهد و پيمان ميترا آورد
خداي عهد و پيمان ميترا پشت و پناهم باش
بر اين عهد و براين ميثاق
گواهم باش
در اين تاريك پر خوف و خطر
خورشيد راهم باش
خداي عهد و پيمان ميترا ديراست اما زود
مگر سازيم
بنياد ستم نابود
به نيروي خرد از جاي برخيزيم
و با ديو ستم آن سان در ويزيم و
بستيزيم
كه تا از بن
بناي اژدهاكي را براندازيم
به دست دوستان از پيكر دشمن
سراندازيم
و طرحي نو دراندازيم
پس آنگه كاوه رويش را
به سوي كوره آهنگري گرداند
زمين با زانوانش آشنا شد
كاوه با مجوا
نيايش را دگر باره چنين برخواند
به دادار خردمندي
كه بي مثل است و بي مانند
به نور اين روشني بخش دل و جان و جهان سوگند
كه مي بنديم امشب از دل و از جان همه پيمان
كه چون مهر فروزان از گريبان افق سر بر كشد
تابان
جهاني را ز بند ظلم برهانيم
ز لوث اژدهاك پير
زمين را پاك گردانيم
سپس برخاست
به نيزه پيش بند چرمي اش افراشت
نگاه او فروغ و فر فرمان داشت
كنون ياران به پا خيزيد
و بر پيمان بسته ارج بگزاريد

عقاب آسا و بي پروا
به سوي خصم روي آريد
به سوي فتح و پيروزي
به سوي روز بهروزي
زمين و آسمان لرزيد
و آن جمعيت انبوه
ز جا جنبيد
چونان شير خشم آگين
يه سان كوره آتشفشان از خشم
جوشان شد
چنان توفان بنيان كن خروشان شد
روانشان شاد
ز بند بندگي آزاد
به سوي بارگاه
اژدهاك پير با فرياد
غضبشان شير
به مشت اندر فشرده قبضه شمشير
و در دلشان شرار عقده هاي ساليان دير
و د ر بازويشان نيرو
و در چشمانشان آتش
همه بي تاب و بس سر كش
روان گشتند
به سوي فتح و آزادي
به سوي روز بهروز ي
و بر لبها سرود افتخار آميز
پيروزي
به روي سنگفرش كوچه سيل خشم
در قلب شب تاري
چو تندآب بهاري پيش مي لغزيد
و موج خشم برمي كند و از روي زمين مي برد
بناي اژدهاكي را
و مي آورد
طربناكي و پاكي را
در آن شب از دل و ازجان
به فرمان سپهسالار كاوه مردم ايران
ز دل راندند
نفاق و بندگي و خسته جاني را
و بنشاندند
صفا و صلح و عيش وشادماني را
نوازش داد باد صبحدم بر قله البرز
درفش كاوياني را

 
        ( شعر ۲ ، دفتر شعر درفش کاویان ، حمید مصدق ) 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

                                  

                                      فعالین جنبش زنان

 

خانم محبوبه حسین زاده  (وبلاگ نویس)  تحت تعقیب ، تهدید ، آزار و اذیت می باشد.

ایشان پس از آزادی از زندان اوین با تحت تعقیب قرار گرفتن مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند و توسط خودرو زرد رنگ سمند صدمه جانی دیده اند.

نسبت به وضعیت ایشان در زندان - ایران (زندانی به بزرگی ایران) ابراز نگرانی شدید می کنیم.

دو مطلب از وبلاگ ایشان را در ذیل آورده ام که خواندنی است و در عین حال بسیار نگران کننده.

لطفا مطالب را مطالعه بفرمایید. 


روزهای تهدید، تهدید و تهدید....

 

پیش نوشت : می پرسه وقتی آزاد بشی در مورد زندان چی می نویسی؟ میگم: از تهدید، بازجویی، شکنجه روانی، تحقیر و برخورهای بد شما و وضعیت بد زندان .... و مرد میگه حتما می نویسی که مسائلی رو از زندگی ات مطرح کردیم که با شنیدنش، تا مدتی نمی تونستی حرف بزنی .... و من میگم کار مهمی نیست شنود تلفن دیگران .... و مرد میگه باید خدا رو شکر کنم که گیر نهادهای امنیتی موازی نیفتادم .... و باز صدای جیغ و گریه یک زن در اتاق بازجویی .... و بوی بد پرونده سازی ....

 

رفته بودم برای بازجویی. از افرادی بودم که بازجویی ام نه ربطی به دستگیری ام داشت و نه هیچ ربطی به فعالیت هایی که در کمپین یک میلیون امضا دارم. حدود دوساعتی از بازجویی گذشته بود و خسته شده بودم از پاسخ دادن به سوالات .... اصرار می کنم که فقط به سوالاتی که در مورد دستگیری ام باشه، جواب میدم و مرد میگه: دستگیری شما هیچ ربطی به حضورتون روبروی دادگاه نداره، و شما در حقیقت به عنوان مطلع اینجا حضور دارید. میگم مطلع رو که زندان نمیندازن تا ازش بازجویی کنند؟!!!

 

 واقعا کلافه شدم از سوال های مرد هرچند سعی می کنم به روی خودم نیارم .... میگم تا به مادرم زنگ نزنم، یک کلمه دیگه نمی نویسم. با خونسردی تموم میگه : مادر شما که این روزها ، بحران طلاق خواهرتون رو می گذرونه، زن خیلی صبوری هست و چند روز بازداشت بودن و بی خبری از شما، چندان تاثیری در وضعیتش نداره.

 

یاد مادرم می افتم و خیلی سعی می کنم خودم رو کنترل کنم ولی نمیشه و اشکهام از زیر چشم بند پارچه ای جاری میشه. دلم میخواد اون چادر کثیف رو از سرم بردارم و چشم بند رو پرت کنم توی صورت بازجو. ولی نمی تونم. فقط میگم: شما حق ندارید در حریم خصوصی زندگی من دخالت کنید. با همون خونسردی میگه خدای ناکرده، من قصد ناراحت کردن شما رو نداشتم!!! میخوام به سوال بعدی جواب بدم ولی نمی تونم ... این بار صدام می لرزه و با صدای بلند با بازجو بحث می کنم. یک مرد دیگه از اتاق کناری میاد بیرون و با صدای بلند میگه: صدات رو بیار پایین، فکر کردی داری اینجا کجاست ...

 

***

روز سوم بازداشت ما بود و هنوزحق تلفن زدن به خانواده هامون رو نداشتیم. همه حدود نیم ساعت با دست به در آهنی سلول هاشون زدند و شعار بود که در فضای بند209 طنین افکن می شد .... اوین صاحب نداره .... بی خبری شکنجه است ... اعتصاب تا آزادی .... بازجو که کارشناس نیست، بازجویی اش هم مجاز نیست .... شهلای من کجایی، چرا تو انفرادی .... و باز سرود زیبای جنبش زنان و شعاری که برای هشت مارس، در همون سلول های سرد و نمدار ساخته شد .... حقوق برابر، حق مسلم ماست.

 

****

و حالا بعدازظهر روز سوم دستگیری ماست و تونستیم با خانواده هامون تماس بگیریم. این بار دیگه نگران مادرم نیستم. برای بار دوم رفتم بازجویی. از اتاق کنار، صدای آروم یک زن میاد ... بازجو میگه دوستت اینجاست..میگم سوسنه، میگه نه...میگم مریم ...نه ...آسیه...نه..میگم مهم نیست که کی هست .... و مرد میره بیرون از اتاق....یک دفعه صدای جیغ و گریه بلند یک زن که انگار داره خفه میشه به گوش میاد .... تمام دستهام یخ کرده و قلبم داره از کار میفته ... مرد داخل اتاق میشه ... با عصبانیت میگم معلوم هست چه بلایی دارید سرش میارید .... میگه ما کاری نکردیم خودش آسم داشت ... میگم ولی اون داره جیغ می زنه .... بگید کیه....میگه یکی از دوستانتون حالا بعدا که برگشت براتون تعریف می کنه ..... و من یاد سوسن می افتم که داخل پرونده پزشکی اش در بازداشتگاه نوشته که آسم داره .... و این بار برای این که دوباره اشک نریزم ، زیر لب شروع می کنم به فحش دادن .... کثافت ... و جالبه که حالا که همه دوستان آزاد شدند، فهمیدم که اون روز نه سوسن و نه هچ کدوم از اعضای گروه، دچار حمله آسم نشده بودند ...

 

****

دیگه بازجویی تموم شده و اصرار بازجو مبنی بر نوشتن در مورد چیزهایی که هیچ اطلاعی ازشون ندارم، تموم شده .... و گویا نوبت ارشاد شده....میگه: من هم قرار بوده جزو همون پرونده ای باشم که ازش صحبت شده( البته این پرونده در حال ساخته شدن هست !!! ) و خوشحاله از این که قبل ازهر برخوردی فرصتی شده  تا با من صحبت کنند و بدونند که من به اشتباه داخل این پرونده شدم(چقدرشما خوب و مهربون بودید!!) .... از نهادهای امنتیتی ای حرف می زنه که به صورت همزمان روی این پرونده دارند کار می کنند(منظور موازی کاری است) و این که چقدر خوبه که قبل از هر اتفاقی، من در بازداشت اطلاعات هستم و نه اون نهادها و  نیروی انتظامی و ....و من هم دلم میخواد بگم حداقل در بازداشتگاه نیروی انتظامی، برخورد انسانی تری با ما شده بود .... و بعد هم بازجو میگه باید قول بدم که یک کلمه از موارد بازجویی ام رو به کسانی که در حقیقت این بازجویی به اونها مربوط می شد، نگم و من هم میگم نمی تونم قول بدم و اون هم میگه پس باید زیر برگه بنویسم و امضا کنم ... من هم میگم اگه امضا نکنم....خب معلومه تا بازگشایی این پرونده باید زندان بمونم!!!!! و البته من هم قول میدم که هیچ چیزی به هیچ کس نمیگم و دو بار هم تاکید می کنم که قول میدم .... ولی ساعت هشت صبح روز بعد هم برخلاف قول بازجو، من هنوز آزاد نشده بودم...

 

شب شده و الان یادم نمیاد برای چی دوباره با چشم بند و چادر من رو بردند طبقه پایین. وقتی از پله ها میام بالا، مینو مرتاضی رو می بینم .... دیدنش با اون موهای جوگندمی، حس خوب آرامش بهم میده و بغلش می کنم به یاد مادرم....مینو باید بره بازجویی .... یک دفعه مرد بازجو در کنارم قرار می گیره و میگه شنیدم پررو شدی، به در می کوبوندی و شعار می دادی. .... گفتیم فردا آزادی پررو شدی...میخوای کاری کنیم تا مدتها همین جا بمونی!!!! این بار دیگه با پررویی میگم : شما حق ندارید اگه تونستید این کار رو بکنید ....

 

بدترین ساعات ... 

اسامی مون رو می خونند و میگن شما آزادید .... ما فعلا سه نفر هستیم ... نگهبان زن میگه زود وسایل تون رو بردارید و بیایید بیرون ... سوسن رو برای بازجویی دارند می برند .. میگم که میرم فرودگاه دنبال پدر و مادرش....با چشم بند از طبقه اول رد شدیم ... حالا در حیاط اوین هستیم ... شب شده و بیرون سرده هوا ... مریم با صدای بلند نفس می کشه و میگه آزادی .... میگیم وسایل مون رو چرا ندادید .... میگن ساختمون کناری باید بریم برای طی مراحل اداری!!! و ما هم خوشحال تا اونجا میریم ... یک مرد ما رو به دست یک زن می سپره تا به سلول های بند عمومی ببره .... چرا باید به ما دروغ بگید ... این بار با صدای بلند داد می زنم شما یک مشت دروغگو هستید و میرم توی یک باصطلاح سلول که شبیه سوئیت هست با حمام و توالت ... توی سلول فقط ناهید هست ... می شینم و داد می زنم یک مشت کثافت دروغگو .... یک دفعه در باز میشه و یک مرد با بی سیم در حالی که هیکل گنده و وحشتناکی داره وارد اتاق میشه ... اینقدر ترسیدم که بلند میشم ... مرد طوری با حالت تهدید به سمت من میاد که چند قدم میرم عقب ..... میگه فقط کافیه صدام دربیاد تا پشیون بشم از داد زدن و توهین کردن!!!

 

کم کم بقیه بچه ها رو هم میارن همین سلول ها ... جز پرستو و چندنفری که بعدازظهر آزاد شدند .... سوسن، محبوبه، شادی، شهلا و چند نفر دیگه رو هم انداختند انفرادی .... خیلی نگران بچه ها هستیم ... اینجا دیگه برای هر چیزی باید ساعتها به در مشت بزنیم .... ورودی این بند یا یک در شیشه ای و فلزی بشته میشه و صدای ما خیلی بیرون نمیره تا کسی برای پاسخگویی بیاد .... مریم و زارا و نسرین رو بردند طبقه بالا که با زنان زندانی بمونند ...

 

مهناز حالش بده.... ام اس داره و پاهاش قفل شده .... من، مینو، رضوان و ناهید به در می کوبونیم .... اتاق های دیگه هم دارند همین کار رو می کنند .... ولی هیچ خبری از زندانبان نیست ... مهناز گریه می کنه و من دیگه حالم داره بد میشه...قلبم داره از تپش می افته .... مینو با گریه به در می کوبونه و میگه مگه مادر ندارید خودتون .. مگه مادر نیستید شما .... این دختر داره می میره .....

 

مینو از خاطرات زندان های خودش و بازجویی های همسرش دکتر پیمان تعریف می کنه و دوست خوب دیگه ای از این که چطور همسرش رو در سال 67 اعدام کردند و از ماه های انفرادی خودش در همین زندان اوین و این که چطور انفرادی رو دوام  آورده در اون سال ها .... حالم اصلا خوب نیست دیگه و هر بار که می خوابم روی موکت های کثیف و سرد و بدون متکا و  پتوهایی  که نمی دونم قبل از ما کدوم بیچاره ای ازش استفاده می کرده، با حالت خفگی از خواب بیدار میشم و گریه می کنم .... مینو و رضوان و ناهید آواز می خونند تا حالم بهتر باشه ... و چقدر قشنگه صداهاشون ... ساعت داخل هیچ اتاقی نداریم و ساعت های مچی همه رو هم ازشون گرفته بودند همون روز اول .... دلم میخواد حداقل بدونم ساعت چنده ... تک تک همه رو می برن بازجویی و دیگه بر نمی گردونند .... همه نگران شدیم ... بعدازظهر روز بعد شده .... به در می کوبونم تا نگهبان بیاد ... بعد از نیم ساعت در رو باز می کنه ... ازش می پرسم چرا بچه ها رو دارند این طور می برند ... وظیفه نداره به ما جواب بده ... این قدر عصبانی شدم که بهش میگم یک جلاد کثیف فقط این طور می تونه برخورد کنه ...و دختر ناراحت میشه و در رو با عصبانیت می بنده ... حداقل ده سال از من جوون تره .... رضوان میگه نباید این طوری باهاشون حرف بزنم  که اون هم تقصیری نداره و حتما مجبور بوده به انتخاب این شغل  ... باید قوی باشم ... تهدیدها و تحقیرها و بذرفتاری های این چند روز این طور ادیتم نکرده بود که این بی خبری از وضعیت همه .... رضوان رو هم می برند و من تنهای تنها میشم .... دیگه در این بند فقط من موندم داخل یک اتاق تنهای تنها و آسیه و الناز و مهناز  داخل اتاق دیگه ای .... و مریم و زارا و نسرین که چند ساعتی میشه در راهروی بیرون بند نگران بچه ها موندند و حاضر نیستند برگردند به سلول های طبقه بالا... شاید دو ساعتی از تنهایی ام گذشته که در باز میشه و میگن باید برای آزادی با خانواده ام تماس بگیرم .... حالا دیگه به این شرط که آروم باشیم و صدامون درنیاد ما رو به همون بند 209 انتقال میدن ... فکر می کنم باز هم که خواستند مار و ادیت کردند .... صدای بچه ها از اتاقهای انفرادی میاد و ما این بار داد می زنیم تا بدونیم کی ها موندند و کی ها آزاد شدند ..... و بعد از سه ساعت، جز شادی، محبوبه و ژیلا، همه رو آزاد کردند .....

 

پیش نوشت ۱ : از تکیه کلامی استفاده می کرد که وقتی به دوستانم زنگ می زنم ازش استفاده می کنم  و به خودش اجازه می داد راجع به سبک زندگی من اظهار نظر کنه .... آره من دختری هستم که همه زندگی ام شده کارم و نه تفریحی و نه دوست پسری !!!! میخواست  در پرداخت هزینه سفر دختر بمی رو به تهران شریک باشه .... همون بهتر که حلیمه این امتحان رو نده تا این که هزینه سفرش رو آدمی تامین کنه که زندگی اش از راه تهدید و شکنجه روانی دیگران تامین میشه....نمی خواستم باز تلخ بنویسم ولی این واقعیته....واقعیت دیوارهای بلند اوین ... واقعیت ذهن های بیماری که فقط در توهم توطۀه  هستند .... واقعیت تلخ برخوردهایی که باز گویا در راهند .... 

 

پیش نوشت ۲: چهار نفر بودیم در یک سلول انفرادی سرد و با لامپی که تا صبح روشن بود. اینقدر اتاق سرد بود که با مانتو، روسری و کاپشن خوابیدیم تا صبح. همه شبها بدون بالش و ناخن هایی که از شب اول از شدت سرما کبود شده بود. هوای اتاق خیلی سنگین بود. حس خفه شدن داشتیم همه مون و من هر بار سعی می کردم به بهانه رفتن به توالت، چند دقیقه کوتاه از اتاق بزنم بیرون. بعد از هر اعتراضی و به در کوبوندنی، نگهبان برای این که مثلا تلافی کرده باشه، وقتی می خواستیم بریم توالت به دروغ می گفت که شخص دیگه ای داره از توالت استفاده می کنه .... ولی با این وجود کلی روی دیوار  نوشته بودیم از حقوق زنان و روی دیوار بزرگ نوشته بودیم: آزادی، عدالت، برابری جنسیتی .... فقط با همون خودکاری که توی کاپشن یکی از بچه ها بود .... ایول پرستو و مریم.

 

پیش نوشت ۳ : و اما خوبی هایی هم داشت اوین.  اختلافاتی که در این روزهای سخت به دوستی تبدیل شدند و به آشتی و وحدت و همدلی دوباره. یکی از بهترین روزهای همبستگی بین فعالان جنبش زنان در همین سلول های تنگ و پر از تهدید اوین شکل گرفت. به امید پایداری این همبستگی. 

 

و اما دوستان خوبم که بیرون از زندان بودید ممنون از همه محبت ها و دوستی هایتان. واقعا نمی دونم چطور باید ازتون تشکر کنم. باز هم ممنون.

 

وبلاگ پرنده خاردار:

http://kharzar.blogfa.com/

خانم محبوبه حسین زاده

 


 

 

ديشب ساعت هشت شب از خونه مادرم برگشتم. از پل عبور عابر پياده رد شدم و بايد از خيابون كم عرض روبروي خونه رد بشم تا به خونه ام برسم. تا پام رو توي خيابون مي گذارم يك سمند زرد رنگ از خيابون مشرف به پل، به موازات من حركت مي كنه و راننده اش با خونسردي تمام، از روي پام رد ميشه . جيغ بلندي مي كشم ....مرد داره خيره به من نگاه مي كنه و من كه تعادلم رو از دست دادم، پرت ميشم روي زمين... مثل چي ترسيدم.... احساس مي كنم الان همه بدنم زير چرخهاي ماشين له ميشه. قلبم داره از دهنم درمياد.... راننده  حتي همون لحظه ترمز نمي كنه. با خونسردي ماشين روجلوتر متوقف مي كنه. نمي دونم چرا فكر مي كنم دوباره ميخواد من رو زير بگيره...

 

مردي حدودا چهل و شش هفت ساله از ماشين پياده ميشه و به سمت من كه كف خيابون ولو شدم مياد...تميز و مرتب لباس پوشيده و عينك زده. يكي از دستهاش هم توي جيب شلوارش هست. خودم رو با درد و ناراحتي جمع و جور مي كنم و سرش داد مي زنم كه تو مگه من رو نديدي؟!!!

مرد با همون خونسردي ميگه نخير خانوم، شما رو نديدم. دلم ميخواد بلند بشم و بزنمش. آخه چطور امكان داره من رو  با 174سانتي متر قد كه كاپشن تقريبا رنگ روشن هم پوشيدم نديده باشه در حالي كه با خونسردي تمام به چشماي من خيره شده بود

 

...

 

وبلاگ پرنده خاردار:

http://kharzar.blogfa.com/

خانم محبوبه حسین زاده

  


لطفا برای آزادی افراد در معرض اعدام ، سنگسار ، کشته شدن و دیپورت دادخواهی ها را امضا بفرمایید و در صورت تمایل لینک آنها را در وبلاگ و یا سایت خود قرار دهید.

 

http://www.petitiononline.com/sce/

http://www.petitiononline.com/Kamalfar/petition.html

http://www.petitiononline.com/batebi/

http://www.petitiononline.com/DL2222/

http://www.petitiononline.com/kobra/

http://www.petitiononline.com/Nazanin http://www.petitiononline.com/Shah1029/petition.html

http://www.petitiononline.com/fathaghp/petition.html

http://www.petitiononline.com/AshrafK/petition.html

http://new.petitiononline.com/malek/petition.html 

 


 

روز ۸ مارس با تجمع معترضین به مشکلات اجتماعی و تضیع حقوق شهروندی شهروندان گرامی داشته شد که سر آغازی برای اجتماعات میلیونی در آینده می باشد.

 

دست یکایک مبارزان راه آزادی را به گرمی می فشارم .

مبارزان راه آزادی ، سرو قامتان ، پیروز باشید.

 

 

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

        

                   

 

 

                    آخرین عکس از  شهید جاوید اکبر محمدی  حین انتقال به زندان      

                                      http://akbarmohammadi.blogfa.com/

 

                                         

 

 

 

 

 

 

 

           شهید جاوید اکبر محمدی

     http://akbarmohammadi.blogfa.com/

 

           

 

             

 

 

 

 

 

           شهید جاوید اکبر محمدی

     http://akbarmohammadi.blogfa.com/

 

            شهید جاوید عزت ابراهیم نژاد

        http://www.1378.blogfa.com/

 

 عزت ابراهیم نژاد

                                                شهید جاوید عزت ابراهیم نژاد

                                            http://www.1378.blogfa.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

                          مادر و خانواده داغدار شهید جاوید اکبر محمدی

                                 http://akbarmohammadi.blogfa.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

  

                             مادر و خانواده داغدار شهید جاوید اکبر محمدی                 

                                      http://akbarmohammadi.blogfa.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

            شهید جاوید اکبر محمدی

     http://akbarmohammadi.blogfa.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          شهید جاوید اکبر محمدی

   http://akbarmohammadi.blogfa.com/

               

 

                             

ستاد برگزاري 8 مارس

8march2007@gmail.com
http://8march.blogfa.com

 

کميته برگزاري روز جهاني زن بدينوسيله اعلام ميکند که مراسم روز 17 اسفند مترادف با 8 مارس در مقابل دانشگاه تهران ساعت 4 و نيم برگزار خواهد بود.

دوستان؛ زنان و مردان آزاديخواه !

8 مارس 85 نه به فقر، نه به جنگ
آزادي زن جهانشمول است، ستم به زن موقوف است!
بدون آزادي زن جامعه آزاد نخواهد شد!
حقوق کودک جهانشمول است اعدام کودک ممنوع است!
زنداني سياسي آزاد بايد گردد!
نه به آپارتايد جنسي إ نه به حجاب!
فرياد ما سراسري... آزادي، برابري!
دانشجو، کارگر،  معلم، پرستار، اتحاد... اتحاد...
آزادي ، برابري، حق مسلم ماست!
حقوق انسان جهانشمول است! تبعيض جنسي موقوف است!
آزادي پوشش، حق مسلم ماست!
حقوق انسان جهانشمول است! اعدام، سنگسار موقوف است!

 

روز 8 مارس براي  آزادي و برابري ؛ براي آزادي پوشش، براي لغو آپارتايد جنسي  و براي مبارزه جدي با خشونت عليه زنان با هم اجتماع کنيم. بايد اعلام کنيم که تا زمانيکه زنان آزاد نباشند، جامعه آزاد نخواهد بود.

قرار ما: مقابل دانشگاه تهران ساعت چهار و نيم روز 17 اسفند

کميته برگزاري 8 مارس٬ 14 اسفند 1385 

 

شعارهای ویژه ۸ مارس امسال را از اینجا دریافت کنید. آنها را چاپ کنید و وسیعا توذیع نمایید. 

http://8march.blogfa.com


 

لطفا برای آزادی افراد در معرض اعدام ، سنگسار ، کشته شدن و دیپورت دادخواهی ها را امضا بفرمایید:

http://www.petitiononline.com/Kamalfar/petition.html

http://www.petitiononline.com/batebi/

http://www.petitiononline.com/DL2222/

http://www.petitiononline.com/kobra/

http://www.petitiononline.com/Nazanin http://www.petitiononline.com/Shah1029/petition.html

http://www.petitiononline.com/fathaghp/petition.html

http://www.petitiononline.com/AshrafK/petition.html

http://new.petitiononline.com/malek/petition.html 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

زهرا کمال فر و دو فرزندش

 

زهرا كمالفر هنوز در فرودگاه مسكو است!

خانم زهرا کمالفر و دو فرزند ایشان به مدت دو سال است که به عنوان پناهجو در گوشه ایی از سالن ترانزیت فرودگاه مسکو در بدترین شرایط زندگی می کنند و در معرض دیپورت به ایران قرار دارند. آقای فرشاد حسینی برای نجات جان ایشان بسیار تلاش کرده اند که از زحماتشان قدر دانی می کنیم.

لطفا برای نجات ایشان و انتقال به کشور امن دادخواهی زیر را امضا بفرمایید:

http://www.petitiononline.com/Kamalfar/petition.html

 

 

زندانی سياسی در زندان قدوسى گچساران به قتل رسيده است :

 سايت سلام دموکرات:

بنا بر اخبار واصله به انجمن حمايت از حقوق دموکراتيک زندانيان سياسی مطلع شديم: يک زندانی سياسی به نام فيروز خردمند که در تضاهرات ضد دولتی بهمن ماه ۱۳۷۷ در شهرستان گچساران از توابع استان کهگليويه و بويراحمد دستگير وبه اتهام اقدام عليه امنيت ملی و شرکت در اجتماعات غير قانونی به ۱۰ سال حبس محکوم شده بود بعد تحمل ۹ سال حبس در ۲۷ ارديبهشت ماه ۸۵ در اثر شکنجه های عوامل امنيتی زندان قدوسى گچساران به شهادت رسيده است

 

منصور ارضی: ديشب آقاي احمدي نژاد اومده بود مي‌گفت: حاجي! به همين امام حسين قسم همين روزا نابود ميشه اسيرائيل، همين روزا آمريكا نابود مي‌شه :

امروز:

حاج منصور ارضی از مداحان همیشگی برنامه های گروه های نزدیک به احمدی نژاد در مراسم عزاداری هفتم محرم امسال با توهین وهتاکی نسبت به چهره منتقد عملکرد محموداحمدی نژاد آنها را مسول همه مشکلات کشور دانست وبه نقل از احمدی نژاد خبر از نابودی اسرائیل وآمریکا در آینده ای نزدیک داد.

به گزارش رسیده به سایت امروز وی مدعی شد: پاي هيأت‌ها وايستن جوونا! مخصوصا آقايوني كه درس خونيد، حالا مي‌ريد دانشگاه، شيطون خرتون نكنه، دانشجو كسي يه كه بايد توي خونة‌ امام حسين وايسته، دانششو از امام حسين بگيره و گرنه دو زار قبول نيست! اينه، اينجوريه. ببينيد راديو و تلويزيون چقدر ... همش تحت فرمان كس ديگست! درسته از نظر ظاهر زير فرمان اين رئيسشون، زير فرمان رهبريه، ولي نيروهاي كس ديگست، همون كه ديروز داشت صحبت مي‌كرد تو نمازجمعه؛ بياييد حرفاتونو يكي كنيد، جنگه، فلانه! و ايستاده جلو دولت با نيرو با تمام حرفاش! تو خطبه‌ها شروع كرد گفتن و اين،‌ بدبخت مردم! كه نماز مي‌خونن! نمازشون چي مي‌شه؟ يه بار حالا يه راي آورده! در همه انتخاباتا من اول بودم! حق منو خوردند! صبر كن، در مياد كه اين چه جوريه! حالا من روز عاشورا خواهم گفت. چنون خواهم گفت!‌ بدتر از اون روز دعاي عرفه، كه در اينجا چي گفتند. اين دنبال اينن حرف بزنن، يه كاري كنن،‌آقا مريضه! اين حرف از كجا در اومده؟! اسرائيل؟ آمريكا گفته؟ به هزار تا قسم ابالفضل نه! صبر كن. خوب همه ما،‌ من چهار روز سرما مي‌خورم، قند دارم، اوره دارم، چربي دارم، همه چي‌ دارم، ميام مرتب هم مي‌خونم. خرخرم مي‌كنه صدام،‌ آقاي اين ... ما، چي شد؟! سرطان حنجره داريم؟! نه بابا، يه چيزي قورت دادم، اينطوري شدم،‌چي بگم ديگه: يعني شوت؟؟؟ بعد حرف از همين جوجه؟؟؟ درمياد كه،‌حاجي! مثلا اين طوري شد! حرف اينطوري درمياد. امشب هم كه من انشاءالله برم پيش آقا بخونم، گفتم، هيأت خودمو ول كردم برد اونجا كه بدوني آقا زنده‌ست! سر حال! يه موي بيني‌شم به همه عالم مي‌ارزد،‌سرحاله (صلوات حضار)، به كوري چشم تمام دشمناش، به خصوص اين مردك چنون سر حال برنامه بوده اون روز ... من خدمتشون رسيدم! و امشب هم اگه زنده بمونم مي‌رم اونجا مي‌خونم برمي‌گردم ...

ديشب آقاي احمدي نژاد اومده بود مي‌گفت: حاجي! به خدا قسم ما پيروزيم. به همين امام حسين قسم پيروزيم. همين روزا نابود ميشه اسيرائيل. همين روزا آمريكا نابود مي‌شه. اصلاً‌ ... خبر داره! ديشب اومده بود مسجد ارك، بچه‌ها رو، پيشتش سينه زد، راحت، دلش گرفته بود. مي‌گفت: ما هم سينه‌زن بوديم. حالا اومديم به اينجا رسيديم! چه جوري داري مي‌گن! به امام حسين گروني مال داخلي‌هاست. نه مال دولت! تمام دوش بازا؟؟؟ دور اين يارو جمع شدند. تمام ثروتمنداي بي‌درد دور اين جمع شدند! يهو درآوردند! كيا هزار هزار ميليارد گرفتن از بانك‌ها؟! در اومده! اگه به من اجازه مي‌دادن. من گفتم ، سندشم دارم! بچه‌هاي ... مشخص‌اند! اون وقت داره چه كار مي‌كنه! چرا! كيا اومدند علي اصغرو کشتند،‌ اينا واقعا نماز نمي‌خوندند؟! به خدا چرا،‌حب رياست به اينجا رسوند! ...

اين حب رياسته!‌ اينطوريه! كور مي‌كنه! مگه[...] تو قم نشد؟! همين يه گوشه مفلوك افتاده! داد مي‌زد: من رهبرم! من رهبرم! اين شد! شروع كرد اول به فدك حضرت زهرا رو منكر شد، بعد چيزاي ديگه. بعد چيزاي ديگه، بعد هم گفت: من خودم ولايت فقيه رو درآوردم! خوب بزار تو جيبت! رفت يه گوشه‌‌اي افتاد بدبخت بيچاره، الان هيشكي اصلا يادش نمي‌كنه، قائم مقام رهبري!! كجا افتاده؟! اينطوريه بچه‌ها! بدونيد، ماهام تو كار خدا مي‌مونيم!

وی در ادامه با حمله به برخی رسانه ها وشخصیت ها که خواهان اصلاح نوع مداحی ها شده بودند مدعی شد... مي‌بينيد [از نظر] راديو و تلويزيون، الآن يكي از فسادها و ناهنجاري‌ها و فحشا و منكرات، شده هيأت‌ها و خواننده‌هاي هيأت‌ها، كه مي‌بينيد ديگه، شروع مي‌كنه هر آخوندي رو مي‌يارن، مجري نامرد هم نشسته، مي‌گه [...] اونم پشت تلويزيون مي‌گه حالا بذار يه چيزي بگيم ديگه. بله، شما درست مي‌گين،! اين طوريه،‌ بله، اون طوريه، نبايد اين طوري بشه، بايد اون جوري بشه؟!!! تف به روي هر چه خره!!! اين همه رو؟! دو نفر خوننده،‌ يه كاري كرده، يه چيزي خونده و تموم شده رفته،‌اينا مي‌بينن همه هيأت‌ها قبضة خوننده‌هاست، عوض اين كه بيان تشويق كنن، بگن، خدا خيرتون بده، اين همه جوون رو نذاشتين برن عرق خوري، زنا بكنن، آورديشون توي هيأت حسين، بعدم نماز مي‌خونه، با نماز شروع مي‌شه، به نماز ختم مي‌شه، اين طوريه، مي‌بينن شبكة دو بدتر از همه‌ست. نامرديه! مي‌گي، چي مي‌گن؟ تمام فساد شده اين!

 

احمدی‌نژاد : برخلاف دیدگاه بعضی افراد، من معتقدم زنان گیلانی با حفظ عفاف خود در عرصه‌های مختلف کشاورزی حضور داشته‌اند!

آفتاب:

محمود احمدی‌نژاد در جمع نخبگان استان گیلان بار دیگر اظهاراتی غیرمنتظره و بهت‌آور بر زبان آورد و گفت «برخلاف دیدگاه بعضی افراد، من معتقدم زنان گیلانی با حفظ عفاف خود در عرصه‌های مختلف کشاورزی حضور داشته‌اند»! این اظهارات که ظاهراً ناظر به برخی لطیفه‌های سخیف افواهی بوده است و اصلاً در جایگاه عالی‌ترین مقام اجرایی ایران نیست با انتقاد شدید رمضان علی صادق‌زاده نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی مواجه شد. تا آن‌جا که صادق‌زاده به گلایه تاکید کرد «سایر مواضع ایشان نیز همین گونه است»!

رمضان علی صادق‌زاده در گفت‌وگو با آفتاب ضمن انتقاد از این اظهارات احمدی‌نژاد، افزود: ایشان مهمان ما در گیلان بوده‌اند، اما در چند ماه آینده اعتراضات خویش را به اطلاع مردم می‌رسانیم.
وی خاطرنشان کرد:‌ زنان گیلانی در عرصه کار و کوشش در تمام زمینه‌ها دوشادوش مردان فعالیت می‌کنند و حتی بیش از مردان در زمینه‌های سیاسی، فرهنگی،‌ اجتماعی و کشاورزی مشغول به فعالیت هستند.

وی افزود: در طول تاریخ، مردان و زنان گیلانی باعث تقویت تشیع شده‌اند وفور امام‌زاده‌ها در سراسر استان،‌ نشانه این امر است. آیت‌الله بهجت که یکی از علمای شیعه هستند نیز از این سرزمین برخواسته‌اند.

 

آیت الله حائری شیرازی خواستار توجه حاکمیت به نیازهای جنسی کارکنان صنعت نفت در منطقه عسلویه شد !

 

بحث ازدواج موقت و تحقیر و توهین به شخصیت زن و مشکلات ناشی از آن که یکی از بارز ترین آنها می تواند وجود کودکان طلاق و نابهنجاریهای اجتماعی باشد همچنان مورد توجه علمای شیعه قرار دارد.


نفت نيوز :

 

وی که اخیراً در پایگاه اطلاع رسانی "الف" به عنوان میمان ویژه به سئوالات کاربران این سایت در خصوص روابط دختر و پسر شرکت کرده این موضوع را در پاسخ به پرسش یکی از کارکنان منطقه عسلویه مطرح کرده است.

متن پاسخ حائری به این شرح است: « در روایات ما مطرح شده است که در برخی جنگ ها که برای مدت نسبتاً طولانی لشکریان اسلام از خانواده و همسر خود دور می ماندند از طریق ازدواج موقت نشاط و آمادگی قوای اسلام را برای جنگ حفظ می کردند. بجاست حاکمیت اسلامی به دور از هیاهوهای احساسی تدبیری برای مساله فوق بیندیشد. »

وی در پاسخ به سئوال مشابه دیگری گفت: « اسلام راه را منحصر به ازدواج دائم نکرده است راههای دیگری در اسلام هست چون متروک مانده بنظر ما منکر شده است و بدون محرمیت از یکدیگر لذت بردن چون رایج شده معروف شده است . زنده کردن مجدد دین موقعی است که راههای غیراز ازدواج دائم ومشروع در بین مردم پذیرفته شود ولذت بردن از غیر محرم منکر شود .»

 

گفتنی است حائری تحصیلات خارج فقه و اصول خود را نزد خمینی (دیکتاتور پیشین ایران) طی کرده است.

حائری هم اکنون بعنوان نماینده مردم شیراز در مجلس خبرگان رهبری و نماینده ولی فقیه و امام جمعه شیراز می باشد.

 

 

بيانيه انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه اميركبير در خصوص فشارهاى وارده بر دانشجويان و هشدار نسبت به خطر جانى احمد باطبى :


انجمن اسلامى دانشگاه اميركبير از كليه انسان هاى آزاده و آزاديخواه، نهادها و سازمان هاى حقوق بشرى و رسانه هاى عمومى مستقل درخواست مى نمايد تا با اقدامى عاجل در فضايى كه تمام توجهات به پرونده هسته اى ايران معطوف شده است، مانع از آن شوند كه وضعيت حقوق انسانى نابسامان دانشجويان مظلوم اين ديار همچون احمد باطبي، كيوان انصاري، على درخشندي، پويا جهاندار و... به دست نسيان و به بوته فراموشى سپرده شود.


انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه صنعتى اميركبير (پلى تكنيك تهران)

۱۰ اسفندماه ۱۳۸۵

 

گروهی از کارکنان شرکت تاید واتر : جناب آقاي رئيس جمهور ما پول نفت بر سر سفره هاي خودمان نمي خواهيم ؛مرحمت فرمایید كاركنان اين شركت را از همين يك لقمه ناني كه بر سفره هايشان است محروم نكنيد :

 گروهی از کارکنان شرکت تاید واتر در نامه سرگشاده به ارگان های مختلف نظام دیکتاتوری اسلامی ، که نسخه ای از آن را به "عصرایران" ارسال کرده اند ، نسبت به اخراج خود در آستانه نوروز ابراز نگرانی کردند.

 

اينترپل دستگيری متهمان ايرانی در انفجار ساختمان آميا، انجمن اسرائيلي آرژانتيني، را در الويت قرا  ميدهد:


خبرگزاري فارس :

مشاوران حقوقي دبير كل پليس بين الملل به كميته اجرايي اين نهاد توصيه كردند بازداشت پنج تن از مقامات سابق ايران را در وضعيت قرمز (اولويت) قرار دهد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روزنامه كلارين، اين افراد از سوي دستگاه قضايي آرژانتين به دخالت در انفجار ساختمان آميا، انجمن اسرائيلي آرژانتيني در سال ۱۹۹۴ در بوينس آيرس متهم شده اند.

كميته اجرايي اينترپل كه متشكل از سيزده عضو از سراسر جهان است در اواسط مارس درخواست آرژانتين براي بازداشت مقامات سابق ايران را به راي خواهد گذاشت.

با اين حال نام سه تن از مسئولان سابق ايراني كه پيشتر در فهرست مورد تقاضاي دستگاه قضايي آرژانتين قرارداشت از سوي اينتر پل در وضعيت قرمز قرار نخواهد گرفت.

اين سه تن اكبر هاشمي رفسنجاني، علي اكبر ولايتي و هادي سليمانپور رئيس جمهور، وزير خارجه و سفير اسبق ايران در آرژانتين هستند.

مشاوران حقوقي اينترپل از جمله رولاند نوبل آمريكايي توصيه كردند اين سه ايراني به خاطر سمتهاي بلندپايه‌اي كه داشته اند و براي پرهيز از نقض اصول سياسي از سوي اينترپل در فهرست وضعيت قرمز قرار نگيرند.

پنج ايراني ديگر كه آرژانتين درخواست بازداشت بين المللي آنها را مطرح كرده است علي فلاحيان وزير سابق اطلاعات، محسن رباني رايزن فرهنگي سابق سفارت ايران در بوينس آيرس، احمد اصغري دبير سوم پيشين سفارت ايران، محسن رضايي فرمانده سابق سپاه پاسداران و احمد وحيدي فرمانده سابق نيروهاي قدس ايران هستند.

پرونده آميا انفجار مقر يهوديان آرژانتين در سال ۱۹۹۴ با فشار لابي اسرائيل توسط قاضي جديد پرونده دوباره در دادگاه‌هاي اين كشور طرح شده است.

 

زمينه هاى محدوديت فعاليت ورزشى دختران در ايران با بخشنامه ای جديد :

نوانديش:

در بخشنامه ایی که براساس نامه ای از دفتر رياست جمهوری صادر شده، فدراسيون ها ديگر قادر نيستند از مربيان و مدرسان مرد در کلاس های آموزشی دختران استفاده کنند. بر همين اساس حضور مردان در مسابقات و مراسم افتتاحيه و اختتاميه رقابت های ورزشی زنان هم ممنوع اعلام شده است. اگرچه حضور مربيان مرد در حين برگزاری مسابقات ورزشی تنها هنگام رقابت های قهرمانی کشوری دو و ميدانی دختران با مخالفت علنی نيروهای حراست که اتفاقا خودشان هم مرد بودند! همراه بود اما به هرحال در رشته های ديگر که هنوز سطح ورزش بانوان به حدی نرسيده که مربی و مدرس زن داشته باشند، عملا باعث رکود و کم شدن فعاليت شان شد.

...

 

 اجتماع هزاران نفري معلمان مقابل مجلس‌‏هفتم :


تجمع اعتراض‌‏آميز سيصد نفري صبح روز شنبه مورخ ۱۲ اسفند  معلمان به اجتماع آرام هزاران نفري مقابل مجلس‌‏هفتم تبديل شد.

ایلنا :

 در اين تجمع كه معلمان نسبت به وضعيت لايحه مديريت خدمات كشوري موسوم به " نظام هماهنگ پرداخت" معترض بودند، با تجمع اطراف مجلس شوراي اسلامي خواستار تحقق اين خواسته ديرين خود شدند.

در اين تجمع چند هزار نفري كه به دعوت كانون صنفي معلمان برگزار شده است، پلاكاردهايي با مضمون:

" چراغي كه باشد به خانه روا- به مسجد حرام است و هم ناروا"

" مدعي‌‏العموم كجاست تا با جعل كنندگان اعلاميه كانون صنفي معلمان برخورد قانوني كند"

‌‏" هماهنگي حقوقي خواسته مشروع ماست- هر سخني غير از اين بيهوده و نارواست"

 " دولت، مجلس، نگهبان-غافل ز فرهنگيان"

 " از طلا گشتن پشيمان گشته‌‏ايم- مرحمت فرمووده ما را مس كنيد"

 " واي بر آن جامعه كه معلمش از معلم بودن شرم دارد"

" وزير بي‌‏كفايت، استعفا استعفا " و.. به چشم مي خورد.

 

همچنين در اين تجمع بزرگ بيش از ۳۰ تشكل صنفي فرهنگيان با عنوان" شوراي هماهنگي تشكل‌‏هاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور" بیانیه ایی صادر کردند.

 

 

 

مديرمسوول و سردبير نشريه ئاشتي محاكمه مي‌‏شوند :


ایلنا:


جلسه رسيدگي به اتهامات برهان لهوني و بهرام ولدبيگي، مديرمسوول و سردبير هفته‏نامه توقيف‏شده «ئاشتي»، نوزدهم ارديبهشت ماه سال ۸۶ در شعبه دوم دادگاه كيفري استان كردستان برگزار مي‌‏شود.

مديرمسوول و سردبير اين نشريه صبح روز نوزدهم ارديبهشت سال آينده با حضور در شعبه مزبور به دفاع از اتهامات انتسابي خود داير بر «نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي» و «اقدام عليه امنيت ملي»،‌‏ داير بر شكايت دادستان عمومي و انقلاب كردستان، قرارگاه شهيد شهرام‏فر، سپاه پاسداران كردستان، فرماندهي ناحيه مقاومت بسيج سپاه پاسداران كردستان و اداره اطلاعات اين استان مي‌‏پردازند.

پيش از اين دو جلسه رسيدگي به اتهامات لهوني و ولد‌‏بيگي به علت به حدنصاب نرسيدن اعضاي هيأت منصفه دادگاه مطبوعات و انحلال اين هيأت تجديد وقت شده بود.

نشريه ئاشتي كه به صورت هفته‏نامه و به دو زبان فارسي و كردي منتشر مي‏شد، در تاريخ چهاردهم مرداد سال ۸۴ ، پس از ۴۵ شماره انتشار، توقيف شد.

 

 

 

محاکمه چهار استاد تاريخ به خاطر نقد بر کتاب ناصر پور پيرار :



ايلنا :


سومين جلسه رسيدگى به اتهامات چهارتن از استادان گروه تاريخ دانشگاه‌‏هاى تهران و شهيد بهشتي، صبح امروز در شعبه ۱۰۶۰ دادگاه عمومى تهران برگزار شد.

نعمت احمدي، وكيل مدافع اين اساتيد دانشگاه در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، اتهامات موكلانش را توهين و افترا داير بر شكايت يك نويسنده عنوان كرد و گفت: چندى پيش كتابى با عنوان ,دوازده قرن سكوت, نوشته ناصر پورپيرار به چاپ رسيد كه موكلانم در نقدي، نظرات مندرج در اين كتاب را غيرعلمى دانسته بودند. به دنبال اين نقد، نويسنده كتاب از اين اساتيد دانشگاه طرح شكايت كرد كه امروز دادگاه موكلانم تشكيل شد.

وى افزود: در جلسه دادگاه موكلانم به سوالات قاضى پرونده پاسخ دادند و نسبت به موارد اتهامى توضيحات لازم را ارايه كردند. در اين جلسه آخرين دفاع اخذ نشد، اما فكر مي‌‏كنم با توجه اينكه پرونده تكميل و از هر حيث آماده صدور رأى باشد، قاضى رأى خود را صادر كند.

 

 

   

پرونده عيسي سحرخيز به دادگاه تجديدنظر ارجاع شد :

 

ایلنا:


پرونده عيسي سحرخيز، مديرمسوول ماهنامه «آفتاب» و روزنامه «اخبار اقتصادي» با اعتراض وكيل مدافع وي به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد.

به دنبال اعتراض وكيل مدافع عيسي سحرخيز نسبت به محكوميت چهار سال حبس تعزيري و پنج سال محروميت از مسووليت‌‏هاي مطبوعاتي موكلش كه از سوي شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان صادر شده بود، پرونده اين فعال سياسي جهت رسيدگي به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد.

اتهامات سحرخيز در اين پرونده، «انتشار مطالب عليه اصول قانون اساسي»، «تبليغ عليه نظام»، «نشراكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي» و «افترا» عنوان شده بود.

پيش از اين نيز امتياز ماهنامه آفتاب و روزنامه اخبار اقتصادي لغو شده بود.

 

 

 

يک خبرنگار رسانه های عربی زبان در زندان اوين :



فعالان حقوق بشر در ایران :

 بنا بر گزارشات رسیده از بند مخوف ۲۰۹ زندان اوین آقای محمد حسن فلاحیه ، خبرنگار رسانه های عربی زبان در بلاتکلیفی مطلق در این بند نگهداری می شود .

آقای محمد حسن فلاحیه – مدیر مسئول دو هفته نامه توقیف شده ( اقلام الطلبه ) و خبرنگار شبکه تلویزیونی ابوظبی ، شبکه العالم جمهوری اسلامی ، رادیو دبی ، روزنامه المستقبل لبنان و عضو مرکز پژوهشی در امارات به اتهام تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروه های مخالف نظام در بند ۲۰۹ زندان اوین ماه های متمادی در بازداشت غیرقانونی وزارت اطلاعات قرار دارد وی در مدت بازداشت خود تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته است . مامورین وزارت اطلاعات با نگهداری او در شرایط بلاتکلیفی شکنجه های روحی را بر وی افزایش داده اند .

 

 

تبرئه فائزه هاشمی :

ايسنا :

فائزه هاشمي، مدير مسوول نشريه‌ى توقيف شده ,زن, از اتهام توهين و نشر اكاذيب عليه سازمان حفاظت اطلاعات نيروى انتظامى از سوى شعبه‌ى ‌١٠٨٣ دادگاه عمومى تبرئه شد.

به گزارش خبرنگار حقوقى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، با شكايت دفتر حقوقى حفاظت اطلاعات نيروى انتظامى از فائزه‌ى هاشمى به اتهام توهين و نشر اكاذيب، پرونده‌اى در شعبه‌ى ‌١٠٨٣ دادگاه عمومى تهران به رياست قاضى حسينيان تشكيل شد.

بر اساس راى صادره، با توجه به محتويات پرونده و مفاد مطلب منتشره و تحقيقات انجام شده با توجه به اين‌كه در مطلب و تصوير منتشره در تاريخ ‌٣/١٢/٧٧ به نحو صريح يا ضمنى معترض به نيروى انتظامى و حفاظت اطلاعات آن نشده و دليلى كافى براى ارتكاب بزه، وجود ندارد، راى بر برائت متهم صادر مي‌شود.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

                              رشیده خانم و مادرش نوران

دختر ۱۷ ساله پاکستانی خواستار دخالت پلیس و مقامات قضایی کشورش در باره تحویل ندادنش به دوست پدرش شد.

روزنامه "سان" چاپ پاکستان نوشت: این دختر نوجوان ساکن جنوب پاکستان است و زمانی که پدرش ۱۵ سال پیش در بازی پوکر او را به دوستش باخت، قرار شد وقتی او ۱۷ ساله شد، به فرد برنده تقدیم شود.

رشیده به روزنامه مذکور گفت: پدرم علاقه زیادی به قمار کردن داشت و زمانی که دو ساله بودم، به دلیل تنگدستی نمی توانست برای بازی پوکر پولی پرداخت کند و قرار شد مرا به جای پول به دوستش که قمار را برده بوده بدهد و می ترسم به محض فرارسیدن روز جشن تولدم، مرا به این پیرمرد بدهند.

نوران، مادر رشیده نیز گفت: شوهرم ۱۰ هزار روپیه به دوستش باخته بود و با وجود اینکه مبلغ مذکور را به او داده ایم، هنوز برای گرفتن دختر ما اصرار می کند.

یکی از ریش سفیدان منطقه بلوچستان پاکستان برای حل موضوع پا در میانی کرده، اما فرد پیروز در بازی پوکر  ۱۵ سال پیش، حاضر نیست از تصمیم خود عقب نشینی کند.

بنا به رسم و رسوم قبیله ای در حیدرآباد پاکستان، زمانی که نام مردی بر دختری  اعم از نوزاد، نوجوان یا جوان جاری می شود، وی حتما باید به عقد او درآید.


برای نشان دادن اعتراض به ماندن آقای احمد باطبی در زندان و برای آزادی ایشان امضا بفرمایید:

http://behzadmehrani.blogfa.com/

http://www.petitiononline.com/batebi/


 

 

          آخوند

 

 

لطفا دادخواهی ها را امضا بفرمایید:

 

Save our loved ones of sentence of the death penalty executable by hanging or stoning .

Stoning is execution by torture, an act of sheer barbarism and a hideous crime against humanity. Stoning is practiced by Islamic governments and groups imposing the Islamic Sharia law.

 

 

http://www.petitiononline.com/DL2222/

http://www.petitiononline.com/kobra/

http://www.petitiononline.com/Nazanin http://www.petitiononline.com/Shah1029/petition.html

http://www.petitiononline.com/fathaghp/petition.html

http://www.petitiononline.com/AshrafK/petition.html

http://new.petitiononline.com/malek/petition.html

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

خانم دکتر سمیه بینات، همسر آقای  احمد باطبی، آزاد شد :


کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر :

" سمیه بینات همسر احمد باطبی ، یکشنبه شب ( ۶ اسفند) از زندان آزادشد.

بینات، چهارشنبه شب به دلایل نامعلوم توسط نیروهایی ناشناس بازداشت شده بود و به زندان انتقال یافته بود. هم اکنون پرونده ی وی در شعبه ۱ دادسرای گرگان تحت رسیدگی است."

این درحالی است که با ربوده شدن خانم دکتر سمیه بینات توسط دو نیروی اطلاعاتی توسط خودروی سواری ۴۰۵ بژ رنگ در ساعت ۸ شب چهار شنبه تمامی ارگانهای نظام دیکتاتوری اسلامی منکر هر گونه ربودن وی شده بودند و حتی ازهار کرده بودند که ممکن است کسانی تحت نام آنها اقدام به ربودن همسر آقای احمد باطبی کرده باشند.

 

 

وضعيت بسیار وخیم آقای  فرهاد وکیلی -  زندانی سياسی :


فعالان حقوق بشر در ایران :

بنا بر گزارشات رسیده از زندان کرمانشاه آقای فرهاد وکیلی تحت انواع شکنجه های جسمی و روحی قرار دارد .

آقای فرهاد وکیلی که به جرم ارتباط با گروه های مخالف نظام دستگیر شده است بارها توسط بازجویان وزارت اطلاعات تحت انواع شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته است .

وی در اثر این شکنجه ها دچار بیماری های مختلفی شده است و باید در خارج از زندان مورد مداوای پزشک متخصص قرار گیرد . مسئولین زندان علاوه بر بی توجهی به بیماری های ایشان وی را بارها مورد آزار و اذیت و شکنجه های جسمی قرار داده اند.

لازم به ذکر است در زندان های شهرستان ها بسیاری از زندانیان سیاسی مورد شکنجه های وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات قرار دارند و بسیاری از این اعمال غیر انسانی از سوی فعالین حقوق بشری به علت عدم دسترسی به زندانی و با خانواده های آنها گزارش نمی شود.

  

 

بابک مهدیزاده،آرش بهمنی و کوهزاد اسماعیلی اعضای شورای مرکزی شعبه گیلان سازمان دانش اموختگان بازداشت شدند :


ادوار نيوز :

سه نفر از اعضاي شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) شاخه گيلان از سوي اداره كل اطلاعات استان گيلان بازداشت شدند.

عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي با اعلام اين خبر گفت: ماموران اداره اطلاعات غروب روز پنج شنبه با مراجعه به دفتر ادوار تحكيم شاخه گيلان و ارايه كارت رسمي اقدام به بازداشت آرش بهمني ، سيد كوهزاد اسماعيلي و بابك مهدي‌‏زاده دبيران كميته‌‏هاي اطلاع‌‏رساني حقوق بشر و مالي اين تشكيلات كردند.

 

 

خود کشی در بازداشتگاه پلیس!

 

تهران- ایسکانیوز :

مردی به نام حمید رضا ۴۱ ساله در روز شنبه ۵ اسفند در اداره آگاهی مرکز کشته شده است. در عین حال عامل کشته شدن وی را خود ایشان معرفی کرده اند و پرونده خود کشی احتمالی برای ایشان تشکیل شده است.

 این قبیل خود کشی ها ! در اداره آگاهی مرکز در ایران بسیار مرسوم می باشد و هر از چند گاهی شاهد عنوان کردن موضوع خود کشی که باعث مرگ افراد شده است را شاهد هستیم.  

 

 

وضعیت شهرام جزایری در دوران سپری کردن زندان در اوین :

 

وبلاگ مصطفی جوکار

http://siyasi.blogfa.com/post-177.aspx

 

 (شهرام جزایری در زندان)!!!

 

درست در پشت قرنطینه ساختمان دیگری است که حالت یک سوئیت کامل را دارد واین درست همان محلی است که آقای جزایری ۴ سال از حبس خودرا در آن سپری نمود . این سوئیت که اساسا" هیچ شباهتی به سلولهای زندان اوین ندارد پس از انتقال آقای جزایری به آن ، به یک کاخ تبدیل شد وبه انواع واقسام وسایل از جمله یخچال دو درب ، فریزر ، قالی کاشان ، اجاق گاز وماکروفر خارجی ، کولر ، مبلمان استیل وتختخواب فرانسوی  ، دو خط تلفن وموبایل و ....... مجهز گردید تا بدین وسیله تلخی ومرارت زندان را از کام آقای جزایری برگیرد .

 

نکند اصلا" بند عمومی همان جائی بود که جزایری در آن زندگی میکرد نه آن قفسی که اکبر محمدی با لب تشنه در آنجا ... ] به شهادت رسید[  ؟ یا جائی که زندانیان برای دو ساعت خوابیدن در روی یک تخت آهنی ، زمان را با یکدیگرتقسیم میکردند ؟

 

 

برگزاری نشست کشورهای اسلامی بدون حضور ایران :


راديو فردا :

نشست وزیران خارجه هفت کشورعمده مسلمان در حالی روز یکشنبه در پایتخت پاکستان آغاز به کار کرد که از جمهوری اسلامی ایران برای حضور در این نشست دعوت به عمل نیامد.

این نشست به پيشنهاد پرويز مشرف، رييس جمهوری پاکستان و برای بررسی راه حل مناقشه اسراييل و فلسطين و پايان دادن به خشونت ها در عراق و افغانستان برگزار می شود.

 

 

 مدیرمسوول «اعتماد» ۲۰ اسفند حاكمه مي‌شود :

 

وكيل مدافع الياس حضرتي، مديرمسوول روزنامه‌ي «اعتماد» در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي پرونده‌ي موكلش تصريح كرد: «زمان رسيدگي به پرونده‌ي موكل ۲۰ اسفند ماه تعيين شده كه در شعبه‌ي ۷۶ دادگاه مطبوعات محاكمه خواهد شد.»

وي افزود: «اتهام موكلم نشر اكاذيب است و دكتر كاتوزيان نماينده‌ي مجلس از او اعلام شكايت كرده است.»

 

 

توقيف هفته نامه گويه :


ايلنا :

هيأت نظارت بر مطبوعات در شصت‌‏وششمين جلسه خود، هفته‌‏نامه ,گويه, را مطابق ماده شش قانون مطبوعات توقيف و پرونده اين نشريه را بر اساس ماده 12 قانون مطبوعات براى رسيدگى به دادسراى كاركنان دولت تهران ارجاع كرد.

محمدحسين دريابارى,، مديرمسوول هفته‌‏نامه توقيف شده ,گويه,، با اظهار تعجب از اين ابلاغيه، به خبرنگار ,ايلنا,، گفت: ,نشريه گويه كه به صورت هفتگى در قم منتشر مي‌‏شد، آذر ماه سال جارى در پى اعلام شكايتى توقيف شد و پرونده اين نشريه به دنبال شكايت مدعي‌‏العموم در حال رسيدگى در دادسراى قم است. خبر توقيف و شكايت از نشريه نيز همان زمان از سوى مطبوعات به چاپ رسيد، اما هيأت نظارت بر مطبوعات، گويا از اين موضوع بي‌‏اطلاع بوده كه اقدام به توقيف يك نشريه توقيف شده و شكايت مجدد از اين نشريه با همان اتهام كرده است.

وى افزود: ,ظاهراً اين توقيف‌‏ها و تشكيل پرونده‌‏ها مربوط به درج يادداشتى درباره مجلس خبرگان رهبرى و انتخابات آن بود كه به توقيف در توقيف و شكايت در شكايت از اين نشريه منجر شده است.

پرونده اين هفته‌‏نامه با شكايت مدعي‌‏العموم از مديرمسوول اين نشريه، به اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومى و جريحه‌‏دار كردن عفت عمومى جامعه، در شعبه اول بازپرسى دادسراى عمومى و انقلاب در حال رسيدگى است.

 



تجمع كارگران كاغذ‌سازي كارون شوشتر مقابل نهاد رياست جمهوري :


حدود ۱۸۰ نفر از كارگران كارخانه كاغذ‌سازي كارون شوشتر امروز و ديروز در اعتراض به پرداخت نشدن حقوقشان در يك سال گذشته در مقابل نهاد رياست جمهوري تجمع كردند.

حميد بهداروند ـ رييس شوراي اسلامي‌ كار كاغذ‌سازي كارون شوشتر: در طول يك سال گذشته كارگران شكايت كرده‌اند اما براساس راي دادگاه اموال شركت براي پرداخت مطالبات كارگران بايد فروخته مي‌شد، اما كارگران راضي به اين كار نشدند.

بهداروند تصريح كرد: كارگران شركت در طول يك سال و نيم گذشته تنها يك ماه از كارخانه حقوق دريافت كرده‌اند كه آن هم به دليل تجمع كارگران در مقابل دفتر رياست جمهوري بوده است.

 

 

عدم پرداخت ۲ ماهه حقوق کارگران ریسندگی پرریس سنندج :


موکریان :

کارگران کارخانه ریسندگی پرریس سنندج حدود ۲ماه است که حقوق و دستمزد ماهیانه خود را دریافت نکرده اند .

گفته می شود که پس از اعتصاب چند ماه پیش کارگران پرریس ، در اعتراض به تصمیم مدیریت کارخانه برای تمدید قراردادهای موقت ، چند نفر از این کارگران اخراج و افراد دیگری جایگزین آنها شده اند .

علاوه بر این نیز مدت  ۲ ماه است که مدیریت کارخانه علیرغم وضعیت مناسب مالی کارخانه ، حقوق و دستمزد کارگران را پرداخت ننموده است .

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

    

 

                                      

 

 

۲۰  ديکتاتور اول دنيا  به نقل از پاراد :


مجله آمريكايي «پارادِ» (
PARADE) كه هر ساله فهرستي از ديكتاتورهاي جهان را منتشر مي‌‏كند، در سال جاري نيز با انتشار گزارشي ۲۰ دیکتاتور اول جهان را منتشر كرده است.

 

۱- «عمر حسن البشير» رئيس‌‏جمهور حكومت سودان به خاطر نقص قوانين حقوق بشر در منطقه جنگ‌‏زده «دارفور»، عنوان «بدترين ديكتاتور جهان» را به خود اختصاص داده است.

 

۲- «كيم جونگ ايل» رهبر كره‌‏شمالي

 

۳- «خامنه ایی»   رهبر ایران که با ۷ پله صعود نسبت به سال پیش که در ردیف دهم جهان بود در ردیف سوم جای گرفت.


۴- «هو جين تائو
» دبيركل حزب كمونيست و ريیس ‌‏جمهور «جمهوري خلق چين»


۵- ملك «عبدالله بن‌‏عبدالعزيز آل‌‏سعود
» ششمين پادشاه عربستان‌‏سعودي

 

۶- «ثان شو» رهبر نظامي حكومت ميانمار(برمه)

 

۷- «رابرت موگابه» رئيس‌‏جمهور زيمبابوه

 

۸- «اسلام كريم‌‏اُف» ريیس‌‏جمهور ازبكستان


۹- «معمر قذاقي
» رهبر حكومت ليبي

 

۱۰- «بشار اسد» رئيس‌‏جمهوري سوريه با شش رتبه صعود نسبت به سال گذشته، در مقام دهم جاي گرفته است.

 

۱۱- «تئودر اوبيانگ انگوما» رئيس‌‏جمهور گينه‌‏استوايي


۱۲- «مسواتي سوم
» پادشاه سوآيزلند

 

۱۳- «ايسياس آفيوركي» رئيس‌‏جمهور اریتره

 

۱۴- «الكساندر لوكاشنو» رئيس‌‏جمهوري بلاروس

 

۱۵- ژنرال «پرويز مشرف» رئيس‌‏جمهور پاكستان


۱۶- ژنرال «چومالي ساياسونه
» دیکتاتورلائوس


۱۷- «مليس زناوي
» نخست وزير اتيوپي

 

۱۸- «حُسني مبارك» رئيس ‌‏جمهور مصر


۱۹- «پل بيا
»  دیکتاتور کامرون

 

۲۰- «ولاديمير پوتين» رئيس‌‏جمهور روسيه كه سال گذشته نامش در فهرست ديكتاتورها عنوان نشده بود، امسال در آخرين رتبه و در جايگاه بيستم قرار گرفته است.

 

 


برای ديدن ليست کامل ۲۰ ديکتاتور اول دنيا به آدرس زير رجوع نمائيد.

 

http://www.parade.com/articles/editions/2007/edition_02-11-2007/Dictators


متن ترجمه شده ايلنا را نيز در اينجا ملاحظه فرمایید که ردیف سوم جهان را حذف کرده است .

http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=396130&code1=6

 

 


 

 

                     

 

"مکرمه" ۱۱ سال است در زندان قزوين گرفتار کابوس اجراى حکم سنگسار است :


زنى به نام "مکرمه . الف" بيش از ۱۰ سال است که در زندان قزوين در انتظار اجراى حکم سنگسار است.

اين زن حدود ۱۱ سال پيش به اتهام زناى محصنه از سوى دادگاه تاکستان به رجم محکوم شده است و همچنان با کابوس سنگهاى مرگبار روزها را در زندان قزوين مى شمارد.

http://www.meydaan.org/news.aspx?nid=189

 

 

 


 

شهرام جزایری

 

پنج شنبه شب در شبکه ۲ سیما درمورد فرارجزایری برنامه ای ترتیب دادند که ازطرف قوه قضاییه هیچ کس درآن شرکت نکرده بود وبه نوعی کسی دعوت رانپذیرفته بود. مجری برنامه آقای حیدری چند بار از شهرام درخواست کرد خودش به جای مسئولین قوه قضاییه به برنامه زنگ بزند وتوضیح بدهد چگونه فرارکرده است!

 


اظهار نظر محمدعلی ابطحی در مورد آقای احمد باطبی و شهرام جزایری

 


در خبر ها بود: شهرام جزایری که دوران سوددهی پروژه اش با وضعیت جدید سیاسی کشور پایان یافته است،
  از زندان فرار کرده. خیلی ها در کشور بودند که تعجب نکردند. خیلی ها هم تعجب میکردند که با آن همه پول و امکانات، با روی کارآمدن محافظه کاران و پایان بهره برداری سیاسی از وی، چرا تاکنون زندان بوده است؟ اما همزمان در خبرها بود که احمد باطبی دانشجویی که به جای اموال فراوان، یک پیراهن ناقابل داشت و آن را در حادثه ۱۸ تیر  نشان داده بود و به همین دلیل جوانیش را در زندان سپری میکند،  بر اثر فشارهای مختلف از زندان راهی بیمارستان شده است. او نه امکانات مالی فراوان دارد که بتواند فرار کند! و نه آزاد میشود و نه در لیست عفو او را پیشنهاد میدهند و نه روزنامه ای از او تیتر میزند. به عقیده ی من بزرگترین نگرانی اجتماعی این است که ادبیات حقوق بشری و کرامت انسانی که ادبیات رایج سالهای قبل بود حتی از واژگان گروههای سیاسی هم حذف شده است و به همین دلیل مریضی و انتقال باطبی به بیمارستان، توجهی را جلب نمی کند. من شخصا با آنکه باطبی را تا کنون ندیده ام و نمیشناسمش اما هیچگاه نتوانسته ام چهره ی مظلوم پیراهن به دستش را از ذهنم دور کنم. به هر کس هم که دستم رسیده است از سالها پیش در مورد او حرف زده ام. کاش آزاد شود.

 

http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308572

 

 

 


 

 

                                خانم دکتر سمیه بینات و آقای احمد باطبی 

 

 

ابراز نگرانی شدید نسبت به وضعیت خانم دکتر سميه بينات، همسر آقای احمد باطبي

 

 خانم دکتر سميه بينات ربوده شده است :

 

خويشاوندان آقای احمد باطبی، زندانی سياسی ايرانی می گويند همسر آقای باطبی ربوده شده و نهادهای امنيتی و انتظامی امکان بازداشت شدن او را رد می کنند.

بر اساس اخبار رسیده، خانم دکتر سمیه بینات همسر آقای  احمد باطبی ساعت ۸ چهارشنبه شب (۲ اسفند)  توسط عواملی ناشناس بازداشت شده است. به گفته خانواده بینات، سمیه ساعت ۸ در تماسی با منزل خبر بازداشت خود را داده است، اما پس از آن حدود ساعت يازده و نيم شب خانم بينات با پسر عمويش تماس می گيرد و می گويد به خانواده اش بگويند نگران نباشند و او در حال رفتن به مأموريت است. در ساعت ۲بعد از نیمه شب در تماس دیگری می گوید برای ماموریتی ۵ روزه عازم مشهد است!"

بنابر آنچه برادر او، ميعاد بينات به بخش فارسی بی بی سی گفته، سميه بينات ساعت هشت چهارشنبه شب (۲۱ فوريه) با دوستش قرار داشته و در فاصله پنجاه متری پيش از آنکه به محلی که دوستش در خودروی

خود منتظر او بوده است برسد، خودروی پژوی بژ رنگی در کنار او متوقف می شود و دو نفر که ظاهری شبيه به مأموران اطلاعاتی داشتند از خودرو خارج شده، پس از آنکه چيزی به خانم بينات نشان می دهد او را سوار خودرو می کنند و با خود می برند.

ميعاد بينات می گويد خواهرش دقايقی پيش از آنکه سوار اين خودرو شود، تلفنی به يکی از دوستانش گفته بوده که از صبح احساس می کند افرادی او را تعقيب می کنند.

برادر سمیه بینات میگوید:" به طور قطع اطمینان داریم که وی بازداشت شده است, حتی عده ای نیز بازداشت وی و انتقالش را توسط یک خودروی پژو ۴۰۵ مشاهده کرده اند" وی می افزاید" صحبتهای خواهرش احتمالا تحت فشار مامورین صورت گرفته است، و هم اکنون هر دو خط تلفن همراه وی خاموش است."

برادر خانم دکتر سميه بينات به بخش فارسی بی بی سی گفته از کانالهای غيررسمی مطلع شده که خانم بينات در بازداشت نهادهای حکومتی است و آقای احمد باطبی نيز پس از اطلاع از اين رويداد، اعلام اعتصاب غذای کامل کرده است.

خانم دکتر سميه بينات، همسر آقای احمد باطبی دندانپزشک است و در شهر گرگان در شمال ايران دوره خدمت موسوم به طرح را می گذراند.

او همچنين کليد خانه خود را با تاکسی تلفنی برای پسر عمويش برای سرکشی به خانه می فرستد اما وقتی خويشاوندانش با همان تلفنی که از طريق آن با پسرعمويش تماس گرفته بوده است تماس می گيرند، خانم بينات با صدايی غيرطبيعی و نامتعادل تأکيد می کند که بازداشت نشده و برای مأموريتی چند روزه به مشهد رفته است.

به گفته ميعاد بينات، "خانم بينات پس از آن ديگر به تماسهای تلفنی که با او گرفته شده جواب نداده است و در اين حال نيروی انتظامی و اداره اطلاعات گرگان تأکيد می کنند که امکان بازداشت شدن خانم بينات به دست مأموران آنان منتفی است و مسئولان اطلاعات می گويند افرادی به نام اين اداره چنين کاری انجام داده اند.

خويشاوندان سميه بينات در شرايطی از ربوده شدن او خبر می دهند که همسرش احمد باطبی، آن گونه که خانواده و وکيل مدافعش می گويند، در حالت جسمی و روانی نامناسبی به سر می برد و چند روز پيش از آنکه خبر ناپديد شدن همسرش را دريافت کند از زندان به بيمارستان شهدای تجريش در شمال تهران منتقل شده بود که دوباره به اوین منتقل گردید.

احمد باطبی در جريان احقاق حق دانشجويی ژوئيه ۱۹۹۹ (تير ۱۳۷۸) بازداشت شد و ابتدا به اعدام محکوم شد و سپس به 15 سال حبس محکوم گردید ، همسر ایشان خانم دکتر سميه بينات در اين مدت در اطلاع رسانی از وضعيت او در زندان و تلاش برای آزادی اش فعال بوده است.

 


نوشته ایی در این باره در وبلاگ کیانوش سنجری

http://ks61.blogspot.com/

نوشته ایی در این باره در وبلاگ بهزاد مهرانی

http://behzadmehrani.blogfa.com/

 

 


 

صدور احکام سنگین حبس برای سه فعال جنبش دانشجویی :

 

شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، كيوان انصاري، عضو سازمان ادوار تحکیم و عضو سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير را به تحمل سه سال و نيم حبس تعزيري محكوم كرد.

نعمت احمدي،‌‏ با اعلام اين مطلب،‌‏ گفت: دادگاه پس از رسيدگي به اتهامات موكلم، وي را به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، اجتماع و تباني به منظور فعاليت تبليغي عليه نظام و توهين به مقامات به تحمل سه سال و نيم حبس تعزيري محكوم كرد.

وي با بيان اينكه در فرصت قانوني نسبت به حكم موكلش تجديدنظرخواهي مي‌‏كند،‌‏ اظهار اميدواري كه دادگاه تجديدنظر رأي بر برائت انصاري دهد.پيش از اين دادسراي انقلاب تهران پرونده اين فعال دانشجويي را با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست براي رسيدگي به دادگاه انقلاب تهران ارجاع كرده بود.

همچنین سعيد درخشندي و ابوالفضل جهاندار، از فعالان دانشجويي به ترتيب به سه و دو سال و نيم حبس تعزيري محكوم شدند. بر اساس رأي دادگاه اين فعالان دانشجويي به اتهام توهين به مقامات، اقدام عليه امنيت ملي و اجتماع و تباني به جهت برهم زدن امنيت كشور به سه و دو سال و نيم حبس تعزيري محكوم شدند.

پرونده درخشندي و جهاندار با تجديدنظرخواهي وكلاي مدافع آنها جهت رسيدگي به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع مي‌‏شود. پيش از اين جلسه محاكمه اين دو فعال دانشجويي، روز سي‌‏ام دي ماه سال جاري در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود.

 


بلا تکلیفی یک شهروند بوکانی در زندان مهاباد :


موکریان : یک شهروند بوکانی به نام فاروق کویخاشیره فرزند محمد صالح که به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزیسیون بازداشت شده بود ، پس از گذشت بیش از 4 ماه از بازداشت همچنان در زندان مهاباد بلا تکلیف و در انتظار رسیدگی و صدور حکم دادگاه می باشد.

خسرو کردپور

 



اعتراض به عدم پذیرش در بیمارستان از طریق قطع پا :


خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان:

یک کارگر نجار بوکانی مبتلا به بیماری دیابت به نام شاهرخ خدادادی، در اعتراض به ودیعه درخواستی 2 میلیون تومانی بیمارستان دولتی این شهر و در اعتراض به عدم پذیرش و بستری شدنش در بیمارستان، خود با اره اقدام به قطع پای خود نمود. پس از این اقدام افرادی خیر نامبرده را به بیمارستان ارومیه انتقال دادند. گفته می شود پای معیوب این کارگر مورد جراحی قرار گرفته و قطع گردیده است.

 

 

 

خود زنی در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد :


خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان:

یک کارگر پرده دوز بوکانی به نام انور رشیدی در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدش از سوی شهرداری، در نمازخانه این ارگان تحصن نمود و سپس اقدام به خودکشی کرد. نامبرده به دلیل وخامت وضعیت مالی خانواده و عدم پرداخت حق الزحمه خود از سوی واحد مالی شهرداری، پس از بست نشستن در نمازخانه آن اداره با بریدن رگهای دستانش اقدام به خودکشی کرد. گفته می شود نامبرده را به بیمارستان ارومیه انتقال داده اند و وی هم اکنون تحت مراقبت های ویژه قرار دارد.

 

 

 

اعتراض کانون نویسندگان به «سانسور» در ایران و دفاع از آزادی آموزش به زبان های مادری :


راديو فردا : کانون نويسندگان ايران با انتشار بيانيه ای به آنچه «تشديد سانسور» و «حذف آثار فرهنگی توسط جمهوری اسلامی ايران» خوانده، شديدا اعتراض کرد.


روزجهانی زبان مادری را گرامی می داریم


 

۲۰۰ كارگر نساجي كردستان مقابل اداره كار استان تجمع كردند :

۲۰۰ نفر از كارگران كارخانه نساجي كردستان بار ديگر مقابل اداره كار استان تجمع كردند.
به گزارش ايلنا، "جبار خدامرادي"، يكي از نمايندگان كارگران نساجي كردستان گفت: در تاريخ29/11/85 سه نفر از نمايندگان كارگران به منظور مذاكره با مسوولين صندوق مهررضا در خصوص پرداخت تسهيلات اعزم تهران شدند، اما به جاي حل اين مشكل، مسوول صندوق در تهران، از رييس صندوق مهررضاي كردستان سلب اختيار كرد.

 

مأمور انتظامى جوان ۲۴ ساله مشهدی را با شليك گلوله كشت :


خبرگزارى انتخاب : جوان ۲۴ ساله اى كه به فرمان ايست پليس توجه نكرده بود، با شليك گلوله كشته شد.

 طى حادثه اى كه مقارن ساعت ۲۱ و ۳۰ دقيقه چهارشنبه گذشته در پارك جامى بلوار سجاد مشهد رخ داد، سه نفر كه سوار بر يك موتورسيكلت بوده و تحت تعقيب مأموران انتظامى بودند، وارد پارك جامى شدند و مأمور انتظامى نيز كه در تعقيب آنان بود، وارد پارك شد.

شاهدان عينى مى گويند، مأمور انتظامى پس از چند بار اخطار و شليك هوايي، به سوى ترك نشين موتورسيكلت تيراندازى كرد كه بر اثر اصابت گلوله به ناحيه سر، وى نقش زمين شد.
جوان ۲۴ ساله كه از ناحيه سر به شدت دچار خونريزى شده بود، براى مداوا به بيمارستان منتقل شد، ولى بر اثر جراحت وارده جان خود را از دست داد.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  | 

 

سئوالات امتحانی در مورد پیامبر اسلام  که باعث استیضاح وزیر آموزش و پرورش می شود :


وزير آموزش و پرورش طي سخناني که پس از بحران گفت مدعي شد که منبع اين سوالات کتاب سيره پيامبر (سنن النبی) علامه طباطبايي بوده است که مجوز آن توسط وزارت ارشاد صادر شده است و این کتاب در آموزش و پرورش چاپ نشده است و در وزارت ارشاد چاپ شده است و تعداد ۴۰ سوال 
با هدف آشنايي معلمان با زندگي پيامبر اسلام در دوره‌‏اي از آموزش‌‏هاي عمومي با عنوان آشنايي با سيره نبوي در ۳۱ استان كشورو از جمله در تهران طرح شد.

اين ادعاي کذب وزير در حالي بيان شد که به گفته‌ي معلمان حاضر در اين آزمون منبع سوالات خلاصه‌اي از کتابهاي مختلف از جمله فردي بنام دکتر باقري بوده است که توسط معاون پژوهش و برنامه ريزي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران سفارش داده شده و خود او و برخي از کارشناسان حوزه مربوطه آنرا تهيه کرده اند! مساله آنوقت جذاب مي‌شود که بدانيم اين کتاب با تيراژ بالا چاپ شده و به معلمان فروخته شده است!


 سوالات مطروحه در آزمون سیره نبوی آموزش ضمن خدمت فرهنگیان در مورد پیامبر اسلام :

 


رسول خدا(ص) در مقايسه خود با حضرت يوسف فرمودند:

الف. من از يوسف زيباترم

ب. يوسف از من زيباتر است

ج. من از يوسف بانمك‌ترم

د. يوسف از من زيباتر ولي من بانمك‌ترم.

 

رسول خدا(ص) هرگز با... غذا نمي‌خورد.

الف. دو انگشت

ب. سه انگشت

ج. چهار انگشت

د. پنج انگشت


موي سر رسول خدا....

الف. سياه بود

ب. سفيد بود

ج. جز چند مو بقيه سياه بود

د. در آخر عمر سفيد شد


رنگ ريش پيامبر چگونه بود؟

الف. سراسر سفيد حتي بالا‌ي زنخدان

ب. سراسر سياه حتي بالا‌ي زنخدان

ج. بالا‌ي زنخدان سفيد و بقيه جوگندمي

د. بالا‌ي زنخدان جوگندمي و بقيه سفيد


رسول خدا(ص) به كدام سمت مي‌خوابيد؟

الف. به پشت

ب. به سينه

ج. به راست

د. به چپ


مهر نبوت در كدام قسمت بدن پيامبر نمايان بود؟

الف. بين شانه‌ها

ب. روي صورت

ج. روي پيشاني

د. بين سينه‌ها


رسول خدا (ص) از گوشت گوسفند کدام قسمت را دوست داشت؟

الف. ماهيچه ـ  سردست

ب. ران ـ  سردست

ج. ران ـ  جگر

د. جگر -  قلوه


کدام يک از گزينه‌هاي زير از خصلت‌هاي خروس است که با خصلت پيامبر سازگار نيست؟

الف. وقت شناسي ـ  غيرت مردانه

ب. شجاعت  -  کثرت آميزش با همسر

ج. وقت شناسي ـ  سخاوت

د. برچيدن غذا از زمين ـ  تند راه رفتن



رسول خدا در خوردن کداميک از موارد زير کسي را با خود شريک نمي‌کرد؟

الف. غذا

ب. نان جو

ج. انار

د. ماهيچه گوسفند


رسول خدا در چه حالي اصلا ديده نشد؟

الف. در حال مجامعت با زنان

ب. در حال بول و غائط

ج. در حال خريد از بازار

د. نوشيدن آب در حالت نشسته

 

آيا مخرج بول و غائط با سه سنگ پاک مي‌شود؟

الف. هر دو پاک مي‌شود

ب. هيچ‌کدام پاک نمي‌شود

ج. مخرج بول پاک مي‌شود ولي مخرج غائط پاک نمي‌شود

د. مخرج بول پاک نمي‌شود ولي مخرج غائط پاک مي‌شود.


به فرموده امام صادق(ع) مقدار آب مصرفي آن حضرت براي وضو و غسل به ترتيب کدام است؟

الف. يک صاع ـ يک صاع

ب. يک مد ـ يک مد

ج. يک مد ـ يک صاع

د. يک صاع ـ يک مد

 


جبرئيل به پيامبر دستور داد که قرآن را در حالت... بخواند.

الف. ايستاده

ب. نشسته

ج. خوابيده

د. سواره

 


به فرموده امام صادق‌(ع) خداوند متعال در رسول خدا(ص) چند روح قرار داده است؟

الف. روح القدس ـ روح الايمان ـ روح القوه

ب. روح القدس ـ روح الشهو‌ه ـ روح الحياه

ج. روح القوه ـ روح الشهوه ـ روح الخلوه

د. الف و ب صحيح است.

 


 

كارگران معدن سنگرود : ۱۸ ماه گرسنگي را با رييس جمهور تقسيم ميکنيم :



خبرگزاري كار ايران : كارگران معدن سنگرود گفتند: صدها كارگر اين معدن، پاي پياده به استقبال رييس جمهور عدالت محور مهرورز! مي‌‏روند تا تنگدستي و گرسنگي ۱۸ماهه خود را كه ناشي از پرداخت نشدن حقوق ومزايا بوده با احمدي نژاد تقسيم كنند.


به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا, جمعي از كارگران معدن سنگرود افزودند: حضور رييس‌‏جمهور در استان گيلان و سفرايشان به شهر رودبار, بهانه‌‏اي براي بيان مستقيم مشكلات كارگران معدن سنگرود از جمله درخواست پرداخت ۱۸ ماه حقوق معوقه و رفع مشكلات عديده معيشتي با رييس جمهور است.

اين كارگران گفتند: در حالي با پاي پياده به ديدار رييس جمهور مي‌‏رويم كه طي سال گذشته، بارها براي بازگشايي معدن سنگرود و در خواست حقوق ۱۸ماهه، در مقابل دفتر رياست جمهوري و سازمان صنايع و معادن تجمع كرده بوديم.

اين كارگران افزودند: دو ماه از بازگشايي معدن سنگرود توسط مدير عامل جديد مي‌‏گذرد, اما هنوز حقوق معوقه ۱۸ ماهه كارگران پرداخت نشده‌‏است.

  


 

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر در اعتراض به نقض حقوق فعالان سیاسی دانشگاهی و روند دادرسی دکتر کیوان انصاری، مهندس سعید درخشندی و پویا جهاندار  :



در حالیکه مدتها از بازداشت دکتر کیوان انصاری، آقایان پویا جهاندار و سعید درخشندی گذشته است، همچنان وضعیت این افراد در هاله ای از ابهام قرار داشته و نقض اعلامیه جهانی حقوق بشر (میثاق جهانشمول رعایت حقوق افراد و انسانها) و قانون اساسی کشور در برخورد با آنها، به صراحت به چشم می خورد.

 

 

کیوان انصاری، نائب دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان و استاد دانشگاه صنعتی امیرکبیر بیش از یکصد و پنجاه روز است که در بازداشت موقت به سر می برد. رزمنده و جانباز جبهه های جنگ و فرزند آزاده این دیار که مورد اتهامات واهی قرار گرفته است، کارنامه ای درخشان تر از همه آنهایی دارد که امروزه با فخر فروشی آنچه نکرده اند، در مناصب قدرت قرار دارند.

 

کمیته حقوق بشر

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)

 


 

مهندس موسوی(خوئینی) به دادسرای انقلاب احضار شد :



ادوارنیوز: مهندس علی اکبر موسوی (خوئینی) نماینده مردم تهران در مجلس ششم و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) به دادسرای انقلاب تهران احضار شد.


دکتر محمد شریف وکیل مهندس موسوی (خوئینی) در گفتگو با خبرنگار ادوارنیوز با اعلام این خبر گفت: بازپرسی شعبه امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران ضمن ابلاغیه ای که به کفیل مهندس موسوی ابلاغ گردیده ایشان را ظرف مدت ۲۰ روز به بازپرسی فراخوانده است.

گفتنی است مهندس موسوی (خوئینی) در تجمع دفاع از حقوق زنان در ۲۲خردادماه سال جاری بازداشت شد و مدت ۱۳۰ روز در بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات در زندان اوین در بازداشت موقت به سر برد.

 


 

بازداشت سر دبیر یک نشریه دانشجویی در دانشگاه رازی کرمانشاه :


طی روزهای گذشته ادیبه کلانتری سردبیریک نشریه دانشجویی در دانشگاه رازی کرمانشاه ، به همراه ۲ تن از اعضای هیأت تحریریه این نشریه ، بازداشت و روانه زندان شدند .

گفتنی است که این نشریه ، نشریه داخلی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه می باشد.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر 

    

                          احمد باطبي

 

                         

احمد باطبی دانشجوی زندانی سیاسی که جمعه شب ۲۷ بهمن در کما فرو رفته بود ، یکشنبه شب مجددا دچار تشنج شد و بیهوش گردید و به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شد.

احمد باطبی دانشجوی زندانی سياسی که بيش از هفت سال از مدت محکوميتش در زندان اوين می گذرد، جمعه شب دچار حمله مغزی شد که منجر به ايجاد تشنج گرديد و به مدت ۳ ساعت در کما به سر برد.
شايان ذکر است ريختن ماموران برای جمع آوری وسايل شخصی وی از قبيل هيتر ، وسايل پخت و پز و وسايل شخصی، وی را به شدت عصبی کرده بود. از طرفی عدم اجازه برای ديدار با استاد راهنمای خود برای اتمام پايان نامه، فشار برای کوتاه کردن موی سر و نداشتن مرخصی، مشکلات روحی ناشی از دوری از خانواده و تهديد مبنی بر انتقال به بند ۸ (بند جانيان و معتادان مواد مخدر) فشارهای زيادی را بر وی آورده است.
اين فشارهای روحی که به بيماريهای جسمی قبلی اضافه شده منجر به مشکلات عديده روحی و جسمی در وی شده است و درنهايت جمعه شب ۲۷ بهمن ماه دچار حمله مغزی شد و به مدت ۳ ساعت در کما فرو رفت ، سپس به بهداری منتقل شد و در آنجا بستری گرديد.

یکشنبه شب مجددا این مبارز راه آزادی دچار تشنج شد و بیهوش گردید و به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شد. در پی تشنج وارده ، حال احمد باطبی وخیم شد و او را با پابند به همراه ۶ مامور مسلح و تعداد زیادی از ماموران امنیتی و مسولان زندان به بیمارستان تجریش منتقل کردند.

مراحل تشخیص از قبیل سی تی اسکن صورت گرفت. اختلالاتی در سی تی اسکن وی مشاهده شد و ایشان با نظر پزشکان متخصص بیمارستان شهدای تجریش در بخش اعصاب و در محافظت کامل ماموران امنیتی بستری هستند.

برای آزادی احمد باطبی دادخواهی را امضا بفرمایید:

http://www.petitiononline.com/batebi/


                                            

 

                                                    

 

منصور اسانلو رییس هیئت مدیره ی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به دادگاه انقلاب کشیده می شود!


ايسنا: وكيل مدافع منصور اسانلو، يكى از بازداشت شدگان پرونده شركت واحد از محاکمه موكلش در پنجم اسفند ماه سال جارى در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب اسلامی تهران خبر داد. يوسف مولايى اظهار داشت: پنجم اسفند ماه براى رسيدگى به پرونده موكلم از سوى شعبه‌ ۱۴دادگاه انقلاب تعيين وقت شده است. وى با بيان اينكه عنوان كلى اتهام موكلش اقدام عليه امنيت ملى است، عنوان كرد: هنوز پرونده‌ى اسانلو را مطالعه نكرده‌ايم و هفته‌ى جارى يا ابتداى هفته‌ى آينده براى مطالعه پرونده به شعبه مذكور مراجعه خواهيم كرد.


                                              

كارگران "ايران برك" ۷ ماه است حقوق نگرفته اند !


رييس شوراى اسلامى ! كار شركت " ايران برك" گفت‌‏: كارگران شركت ايران برك چندين ماه است كه حقوق و مزايا دريافت نكرده‌‏اند و واحد نيز با بحران توليد مواجه است.
"منصور طيارى"، در گفت و گو با خبرنگار گروه كارگرى ايلنا, افزود: دولت در گذشته با تصويب وام، به كارخانه ايران برك کمک كرد، ولى حدود دو سال است كه كارگران اين واحد مشكلات را به دوش مي‌‏كشند.
وى گفت‌‏: بخش لباس دوزى واحد ۷ماه، بخش معمول ۴ماه و دفتر مركزى ۵ ماه است كه حقوق نگرفته‌‏اند و با اين شرايط كارگران ايران برك با مشكل شديد مالى مواجه هستند .


                                               

تجمع کارگران "فرش البرز" مازندران با مداخله نيروی انتظامی پايان داده شد !


ايلنا: كارگران "فرش البرز" مازندران براى دريافت ۱۵ ماه حقوق معوقه تجمع كردند
اين تجمع با مداخله ناجا خاتمه يافت.
كارگران فرش البرز بابلسر در مقابل محل اين كارخانه تجمع كردند. اين كارگران به دنبال عدم تحقق وعده مسوولين كارخانه و استان مازندران در خصوص پرداخت ۱۵ ماه حقوق معوقه، به مدت يك ساعت دست به تجمع زدند.
تجمع اين كارگران پس از يك ساعت و با مداخله نيروى انتظامى بدون درگيرى پايان يافت.
كارگران فرش بابلسر كه در آستانه شب سال نو خواهان دريافت مطالبات معوقه خود هستند، چند ماه پيش نيز به دليل پيگيرى مطالبات خويش درمعرض برخورد شديد عوامل نيروى انتظامى قرار گرفته بودند.


 

لطفا دادخواهی ها را امضا بفرمایید:

 

http://www.petitiononline.com/DL2222/

http://www.petitiononline.com/kobra/

http://www.petitiononline.com/Nazanin http://www.petitiononline.com/Shah1029/petition.html

http://www.petitiononline.com/fathaghp/petition.html

http://www.petitiononline.com/AshrafK/petition.html

http://new.petitiononline.com/malek/petition.html

 


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامی حقوق بشر  |